جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳۴۹ نتیجه برای «چند» با فیلتر سعدی · صفحهٔ ۲۷ از ۳۰
- بخش ۸ - حکایت سعدی شیرازیطمع را نه چندان دهان است بازکه بازش نشیند به یک لقمه آز
- بخش ۱۱ - حکایت مرد کوته نظر و زن عالی همت سعدی شیرازیتواناست آخر خداوند روزکه روزی رساند، تو چندین مسوز
- بخش ۳ - حکایت بت پرست نیازمند سعدی شیرازیپس از چندسال آن نکوهیدهکیشقضا حالتی صعبش آورد پیش
- بخش ۶ - حکایت سعدی شیرازیکه چندین ز تیمار و دردم مپیچکه روزی دو پیش از تو کردم بسیچ
- بخش ۱۰ - حکایت ملک روم با دانشمند سعدی شیرازیکه را سیم و زر ماند و گنج و مالپس از وی به چندی شود پایمال
- بخش ۳ - در محبت روحانی سعدی شیرازیسحرها بگریند چندان که آبفرو شوید از دیدهشان کحل خواب
- بخش ۱۷ - حکایت درویش با روباه سعدی شیرازیزَنَخدان فرو بُرد چندی به جَیبْکه بخشنده روزی فرستد زِ غَیب
- بخش ۱۳ - نظر در اسباب وجود عالم سعدی شیرازیسرشتهست بارئ شفا در عسلنه چندان که زور آورد با اجل
- حکایت شمارهٔ ۱۳ سعدی شیرازیگفت: این گدایِ شوخِ مُبَذِّر را که چندان نعمت به چندین مدّت برانداخت، برانید که خزانهٔ بیتالمال لقمهٔ مساکین است نه طعمهٔ اِخوان الشّیاطین.
- حکایت شمارهٔ ۱۷ سعدی شیرازیبامدادان که عزم سفر مُصمَّم شد، گفته بودندش که فلان، سعدیست. دوان آمد و تَلطُّف کرد و تأسّف خورد که چندین مدت چرا نگفتی منم؟ تا شُکرِ قُدومِ بزرگان را میانْ به خدمت ببستمی؛ گفتم:
- حکایتِ شمارهٔ ۲۷ سعدی شیرازیگفت: از بهرِ چنین روزی؛ که زیرکان گفتهاند: دوست را چندان قوّت مده که دشمنی کند تواند. نشنیدهای که چه گفت آن که از پروردهٔ خویش جفا دید؟
- بخش ۴ - حکایت سعدی شیرازینه یوسف که چندان بلا دید و بندچو حکمش روان گشت و قدرش بلند
