جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۴۳ نتیجه برای «سد» · صفحهٔ ۲۸۹ از ۴۲۱
- غزل شمارهٔ ۴۷۸ جلال الدین محمد مولویبه هر دمی دل ما را گشاید و بنددچرا دلش نشناسد به فعلش ار خر نیست
- غزل شمارهٔ ۷۳۴ جلال الدین محمد مولویاین عدم دریا و ما ماهی و هستی همچو دامذوق دریا کی شناسد هر که در دام اوفتاد
- غزل شمارهٔ ۸۶۳ جلال الدین محمد مولویقدر من او شناسد و شکر من او کندکاندر فنای خویش بدیدست عود سود
- غزل شمارهٔ ۹۳۱ جلال الدین محمد مولویهمیرسد به عنانهای آسمان دستشکه اصبع دل او خاتم وفا دارد
- غزل شمارهٔ ۹۶۵ جلال الدین محمد مولویدل گردون خلل کند چو مه تو نهان شودچو رسد تیر غمزهات همه قدها کمان شود
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۵ جلال الدین محمد مولویاز سپه رشک ما تیر قضا میرسدتا نکنی بیسپر گرد حصارم طواف
- غزل شمارهٔ ۱۳۵۸ جلال الدین محمد مولویدمی رسید که هر شوق از او رسد به مشوقشهی رسید کز او طوق می شود هر غل
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۵ جلال الدین محمد مولویاز شمسِ تبریزی اگر باده رسد، مستم کند،من لااُبالیوار خود اُستُونِ کیوان بشکنم
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۵ جلال الدین محمد مولویعشق کسی می کشدم گوش کشان می بردمتیر بلا می رسدم زان همه تن چون مجنم
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۲ جلال الدین محمد مولویاگر این یخ نرود زان است که خورشید رمیدوگر آن مه نرسد زان است که بند اگریم
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۹ جلال الدین محمد مولویای عاشقان! ای عاشقان! هنگام کوچ است از جهاندر گوشِ جانم میرسد، طبلِ رحیل از آسمان
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۰ جلال الدین محمد مولویمجنون چو بیند مر تو را لیلی بر او کاسد شودلیلی چو بیند مر تو را گردد چو مجنون ممتحن
