جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۰۳۹ نتیجه برای «آید» · صفحهٔ ۲۹۳ از ۵۰۴
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۶ ناصرخسرو قبادیانیبر در بخت بد فرود آیدهر که گیرد عنان مرکبش آز
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۸ ناصرخسرو قبادیانینامهها پیش تو همی آیدهم ز بیدار دل هم از فرناس
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۵ ناصرخسرو قبادیانیزی تو آید عدو چو نصرت یافتکرده دل تنگ و روی پر آژنگ؟
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۰ ناصرخسرو قبادیانیبد بر تن تو ز فعل خویش آیدپس خود تن خویش را مکن بسمل
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۷ ناصرخسرو قبادیانیآید به دلم کز خدا امین استبر حکمت لقمان و ملکت جم
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۳ ناصرخسرو قبادیانیچگونه به پیش من آید ضعیفیکه از ننگ او ننگ دارد خمیرم؟
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۵ ناصرخسرو قبادیانیهمی دشوارت آید کرد طاعتکه بس خوش خواره و با کبر و نازی
- بخش ۸۴ - جواب ناصرخسرو قبادیانی… مگر باز بردن چیزها به اول آن . پس حقیقت آن زلیفن روحانی به عاقبت لازم آید نه بدین عالم جسمانی . و گر نفسهای ناطقه مر حقیقت آن زلیفن را اندر جوهر نیافتی همه خلق بر پذیرفتن آن جمله شدندی ، چنین که شده اند . و قول را نیابند …
- گفتار بیست و سویم ناصرخسرو قبادیانی… بهره مند کرد چون خطیب نخست نماز کند و رو سوی مغرب کند آنگه بر منبر بر آید و رو سوی مشرق کند و خطبه کند همی نماید که چون اساس بشریعت ناطق تمام شد آنگه رو سوی عقل توانست کرد که مشرق نور توحید است این است تاویل عید روزه گشا …
- بخش ۱۲۴ - جواب ناصرخسرو قبادیانی… ی و پوشیدنی که بقاء جسم بدان است نه موافق بدان سبب ریشها و علتها پدید آید بر جسم مردم و لکن اندامی دیگر نروید ، و آن علت بی اصل بدار و بشود ، و چنان شود آن علت که خود نبود ، همچنین به توبه نفس از گناه پاک شود چنانک برابر …
- بخش ۹۴ - اصفهان ناصرخسرو قبادیانی… ه، آب و هوایی خوش دارد و هرجا که ده گز چاه فرو برند آبی سرد خوش بیرون آید و شهر دیواری حصین بلند دارد و دروازهها و جنگ گاهها ساخته و بر همه بارو و کنگره ساخته و در شهر جوی های آب روان و بناهای نیکو و مرتفع و در میان شه …اینکه بارو نبود هوای شهر خوشتر از این بود و چون بارو ساختند متغییر شد چنانکه
- بخش ۳۸ - صف سی ام ناصرخسرو قبادیانی… شود عدد برو نیوفتد، و نفس خردمند چون به عقل مرکب گشت از حکم قیاس لازم آید که به وزن بیش از نفس بیخرد است. و میان مردمان رونده است که خردمند را گرانسنگ و گرانمایه خوانند و بیخرد را سبکسار و سبکمایه گویند، از بهر آنک …
