جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۰۳۹ نتیجه برای «آید» · صفحهٔ ۳۳۷ از ۵۰۴
- بخش ۲۶ - صف بیستم ناصرخسرو قبادیانی… پیامبران، چه وحی از کردار پیغامبران آنست کزان مراد کردگار عالم بحاصل آید، و مراد از خداوند مراد که توانا باشد جز بدو و بخواست او بحاصل نشود ، و گر بخواست کسی دیگر مراد خدای بحاصل آمدی آنکس با خدای انباز بودی. وهر کس که …
- گفتار بیست و دویم ناصرخسرو قبادیانی… د و بگوید که راه حق این است همچنانکه از هفت امامان آن امام هفتم بیرون آید و خویشتن را آشکارا کند و نبوت و شریعت بنهد و نماز آدینه اندر مسجد آدینه دو رکعت کنند و بیرون از مسجد چهار رکعت کنند از بهر آنکه دو خطبه که خطیب کن …
- شمارهٔ ۵ - در نعت پیغمبر اکرم صلیالله علیه و آله خاقانی شروانیدر جستجوی حق شو و شبگیر کن از آنکناجسته خاک ره به کف آید نه کیمیا
- شمارهٔ ۱۰ - رشید الدین وطوط در مدح خاقانی قصیدهای مشتمل بر سی و یک بیت سرود و برای او فرستاد که اولش این است «ای سپهر قدر را خورشید و ماه وی سریر فضل را دستور و شاه» «افضل الدین بوالفضایل بحر فضل فیلسوف دین فزای کفرکاه» خاقانی در جواب وی گفته است خاقانی شروانیبه گوش هوش من آید ندای اهل بهشتنصیب نفس من آید نوید ملک بقا
- شمارهٔ ۲۴ - در تحسر و تالم از مرگ کافی الدین عمربن عثمان عموی خود گوید خاقانی شروانیجاهل نرسد در سخن ژرف تو آریکف بر سر بحر آید پیدا نه به پایاب
- شمارهٔ ۶۹ - مطلع سوم خاقانی شروانیبا سیاهی سنگ کعبه همبر آید در شرفسرخی سنگ منی کز خون حیوان دیدهاند
- شمارهٔ ۱۰۶ - در ستایش صفوه الدین بانوی شروان شاه خاقانی شروانیبانوکند شکار ملوک ار چه مرد نیستآری که باز ماده به آید گه شکار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - در ستایش میرمیران وحشی بافقیاین فعل پر شکوه نیاید ز هر گروهزان صنف خاص کاین عمل آید یکی خور است
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱ - در ستایش غیاث الدین محمد میرمیران وحشی بافقیدل و طبعی که من دارم اگر دریا و کان باشدیکی جوهر نثار آید یکی گوهر فشان باشد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳ - در ستایش میرمیران وحشی بافقیمور با حفظ تو برون آیداز ته پای پیل بی آزار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در ستایش عبدالله خان اعتمادالدوله وحشی بافقیدر طلوع مهرش ار با پرتو خور سردهندپیش از او آید به غرب از شرق تا پای جدار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳ - در ستایش میرمیران وحشی بافقیسرش سبز بادا که نخلی چو او نیستز گردی که آید از آن طرف دامان
