جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۴۰۷ نتیجه برای «غم» با فیلتر قصیده · صفحهٔ ۳۴ از ۳۴
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۳ ناصرخسرو قبادیانیهمی گوید «بپرسیدش پس از ایمان به فرقان اوبه پیغمبر رسول مصطفی از فضل یارانش
- شمارهٔ ۸۲ - این قصیدهٔ به نام کنز الرکاز است و خاقانی آن را در ستایش پیغمبر اکرم و در جوار تربت مقدس آن حضرت سروده است خاقانی شروانیصبح شد هدهد جاسوس کز او وا پرسندکوس شد طوطی غماز کز او وا شنوند
- شمارهٔ ۱۴۸ - در شکایت از روزگار و مدح پیغمبر بزرگوار و یاد از کعبهٔ معظمه خاقانی شروانیتا کی به رغم کعبه نشینان عروسوارچون کعبه سر ز شقهٔ دیبا برآورم
- شمارهٔ ۲۵ - وسوسه ایرج میرزاکشفِ اسرارِ مرا خواهد اگر غمّازیبیگمان پیشش کشفِ همه اسرار کنم
- قصیدهٔ شمارهٔ ۹۸ ناصرخسرو قبادیانیاو بود درختی که همی بیعت کردندزیرش گه پیغمبر با خالق اکبر
- بخش ۳ - قصیده احمد بن حسن جرجانی ناصرخسرو قبادیانیبشهر اهواز از تب کسی جدا نبودبتبتاندر غمگین ندید کس دیار
- شمارهٔ ۱۱۴ - مطلع سوم خاقانی شروانیلیک غماز اوست نطق چنانکعطسهٔ دزد و سرفهٔ طرار
- شمارهٔ ۱۷۹ - در مدح ابوالمظفر شروان شاه خاقانی شروانیدست چون جوزاش دادی کلک زر چون آفتابگنج زر دادن به یغما برنتابد بیش از این
- شمارهٔ ۱۵ - اندرز و نصیحت ایرج میرزاهیچ عیبی بجز از فقر ندارم باللّهفقر فخر است ولی تنها بر پیغمبر
- شمارهٔ ۶ جامیکرم را کش می توان عین کرم خواندن چه عیبگر به رغم مردمش ام الخبائث دختر است
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۴ ناصرخسرو قبادیانیز اندیشه غمی گشت مرا جان به تفکرترسنده شد این نفس مفکِّر ز مفکَّر
