جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۵۰۷ نتیجه برای «راز» · صفحهٔ ۳۷۵ از ۴۵۹
- بخش ۱۵ - روان شدن خواجه به سوی ده جلال الدین محمد مولویما ذخیرهٔ دَه زمستانِ درازاز برِ او سوی شهر آریم باز
- بخش ۶۵ - قصهٔ آن گنجنامه کی پهلوی قبهای روی به قبله کن و تیر در کمان نه بینداز آنجا کی افتد گنجست جلال الدین محمد مولویاز حجب چون حس سمعش در گذشتشد سرافراز و ز گردون بر گذشت
- بخش ۱۴۵ - حکایت آن امیر کی غلام را گفت کی می بیار غلام رفت و سبوی می آورد در راه زاهدی بود امر معروف کرد زد سنگی و سبو را بشکست امیر بشنید و قصد گوشمال زاهد کرد و این قصد در عهد دین عیسی بود علیهالسلام کی هنوز می حرام نشده بود ولیکن زاهد تقزیزی میکرد و از تنعم منع میکرد جلال الدین محمد مولویشاه مردان و امیرالمؤمنینراهبان و رازدان و دوستبین
- بخش ۱۷۷ - تفسیر گفتن ساحران فرعون را در وقت سیاست با او کی لا ضیر انا الی ربنا منقلبون جلال الدین محمد مولویاندرین بحث ار خرد رهبین بدیفخر رازی رازدان دین بدی
- فصل دوازدهم - قَالَ النَّبُّي عَلَیْهِ السَّلَامُ اَللَّیْلُ طَویْلٌ فَلَا تُقَصِّرْهُ جلال الدین محمد مولوی… رْهُ بِمَنَامِکَ وَالنَّهَار مُضْیُ فَلَا تُکَّدِرْهُ بِآثامِکَ " شب درازست از بهر رازگفتن و حاجات خواستن بیتشویش خَلق و بی زحمت دوستان و دشمنان، خلوتی و سلوتی حاصل شده و حق تعالی پرده فرو کشیده تا عمل ها از ریا مصون و م …
- بخش ۵۴ - تفسیر یا ایها المزمل جلال الدین محمد مولویچون جواب احمق آمد خامشیاین درازی در سخن چون میکشی
- بخش ۱۲۵ - جواب گفتن انبیا طعن ایشان را و مثل زدن ایشان را جلال الدین محمد مولویچون بشاید سنگتان انباز حقچون نشاید عقل و جان همراز حق
- بخش ۱۳۵ - و همچنین قد جف القلم یعنی جف القلم و کتب لا یستوی الطاعة والمعصیة لا یستوی الامانة و السرقة جف القلم ان لا یستوی الشکر و الکفران جف القلم ان الله لا یضیع اجر المحسنین جلال الدین محمد مولویذرهای گر جهد تو افزون بوددر ترازوی خدا موزون بود
- بخش ۹۷ - دعوی کردن آن شخص کی خدای تعالی مرا نمیگیرد به گناه و جواب گفتن شعیب علیه السلام مرورا جلال الدین محمد مولویگفت ستارم نگویم رازهاشجز یکی رمز از برای ابتلاش
- بخش ۹۳ - مخفی بودن آن درختان از چشم خلق جلال الدین محمد مولویمغز این مسکین ز سودای درازوز ریاضت گشت فاسد چون پیاز
- بخش ۵ ابوالقاسم فردوسیگرازه سر گیوگان با نهلدو گرد گرانمایهٔ شیردل
- پادشاهی اورمزد نرسی ابوالقاسم فردوسیبه بی چیزی و بدخویی یازد اویندارد خرد گردن افرازد اوی
