جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۴۲۸ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۲۹۵ جلال الدین محمد مولویخمش کن ختم کن ای دل چو دیدیکه آن خوبی نمیگنجد در القاب
- غزل شمارهٔ ۲۹۶ جلال الدین محمد مولویشب ما روز آن استارگانستکه درتابید در دیدار امشب
- غزل شمارهٔ ۳۰۰ جلال الدین محمد مولویکو همه لطف که در روی تو دیدم همه شبوآن حدیثِ چو شکر کز تو شنیدم همه شب
- غزل شمارهٔ ۳۰۹ جلال الدین محمد مولویبس چهره کو نمود مرا بهر ساکنیگفتم که چهره دیدم و آن بود خود نقاب
- غزل شمارهٔ ۳۱۶ جلال الدین محمد مولویخواب نخواهد بگریزد ز خوابآنک بدیدست تماشای شب
- غزل شمارهٔ ۳۲۹ جلال الدین محمد مولویبر آن زشت بخندید که او ناز نمایدبر آن یار بگریید که از یار بریدهست
- غزل شمارهٔ ۳۳۳ جلال الدین محمد مولویدر صورت هر کس که از آن رنگ بدیدیمیدان تو به تحقیق که از جنس بشر نیست
- غزل شمارهٔ ۳۳۹ جلال الدین محمد مولویکسی کاو جوهر خود را ندیدهستکسی کآن ماه از چشمش نهانست
- غزل شمارهٔ ۳۴۰ جلال الدین محمد مولویدگربار این دلم خوابی بدیدهستکه خون دل همه مفرش گرفتهست
- غزل شمارهٔ ۳۴۱ جلال الدین محمد مولویبزن دستی بگو کامروز شادیستکه روز خوش هم از اول پدیدست
- غزل شمارهٔ ۳۴۳ جلال الدین محمد مولویچو ملک و پادشاهی دیده باشیپس شاهی گدایی مصلحت نیست
- غزل شمارهٔ ۳۷۵ جلال الدین محمد مولویای دیده کرم ز شمس تبریزمر حاتم را مگو کریمست
