جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۲۹۱ نتیجه برای «زر» · صفحهٔ ۴۳۲ از ۵۲۵
- بخش ۷۴ - رقعهٔ دیگر نوشتن آن غلام پیش شاه چون جواب آن رقعهٔ اوّل نیافت جلال الدین محمد مولویچون ز سینه آب دانش جوش کردنه شود گنده نه دیرینه نه زرد
- بخش ۱۵۴ - به عیادت رفتن کر بر همسایهٔ رنجور خویش جلال الدین محمد مولویگفت عزرائیل میآید بروگفت پایش بس مبارک، شاد شو
- بخش ۶۸ - مژده دادن ابویزید از زادن ابوالحسن خرقانی قدس الله روحهما پیش از سالها و نشان صورت او سیرت او یک به یک و نوشتن تاریخنویسان آن در جهت رصد جلال الدین محمد مولویگاه سرخ و گاه زرد و گه سپیدمیشود رویت چه حالست و نوید
- بخش ۱۴۸ - آمدن مهمان پیش یوسف علیهالسلام و تقاضا کردن یوسف علیهالسلام ازو تحفه و ارمغان جلال الدین محمد مولویباز آن جان چونک محو عشق گشتیُعْجِبُ الزُّرّاع آمد بعد کشت
- سی و هفتم جلال الدین محمد مولویافسرده شدیم و زرد گشتیماز زمزمهٔ دم خزانی
- بخش ۱۶۸ - تعجب کردن آدم علیهالسلام از ضلالت ابلیس لعین و عجب آوردن جلال الدین محمد مولویهر که را آتش پناه و پشت شدهم مجوسی گشت و هم زردشت شد
- بخش ۶۸ - فرستادن عزرائیل ملک العزم و الحزم را علیهالسلام ببر گرفتن حفنهای خاک تا شود جسم آدم چالاک عیلهالسلام و الصلوة جلال الدین محمد مولویگفت یزدان زود عزرائیل راکه ببین آن خاک پر تخییل را
- بخش ۴ - بازگشتن به حکایت پیل جلال الدین محمد مولویچند باری گرد او گشت و برفتمر ورا نازرد آن شهپیل زفت
- بخش ۱۴۸ - قصهٔ فریاد رسیدن رسول علیه السلام کاروان عرب را کی از تشنگی و بیآبی در مانده بودند و دل بر مرگ نهاده شتران و خلق زبان برون انداخته جلال الدین محمد مولویدید آنجا کاروانی بس بزرگبر تف ریگ و ره صعب و سترگ
- بخش ۹۱ - یافته شدن گوهر و حلالی خواستن حاجبکان و کنیزکانِ شاهزاده از نصوح جلال الدین محمد مولویحق بدید آن جمله را نادیده کردتا نگردم در فضیحت رویزرد
- بخش ۱۲ - حکایت آن صیادی کی خویشتن در گیاه پیچیده بود و دستهٔ گل و لاله را کلهوار به سر فرو کشیده تا مرغان او را گیاه پندارند و آن مرغ زیرک بوی برد اندکی کی این آدمیست کی برین شکل گیاه ندیدم اما هم تمام بوی نبرد به افسون او مغرور شد زیرا در ادراک اول قاطعی نداشت در ادراک مکر دوم قاطعی داشت و هو الحرص و الطمع لا سیما عند فرط الحاجة و الفقر قال النبی صلی الله علیه و سلم کاد الفقر ان یکون کفرا جلال الدین محمد مولویای بزربفت و کمر آموختهآخرستت جامهٔ نادوخته
- بخش ۱۷۰ - فاش کردن آن کنیزک آن راز را با خلیفه از زخم شمشیر و اکراه خلیفه کی راست گو سبب این خنده را و گر نه بکشمت جلال الدین محمد مولویهر غمی کز وی تو دلآزردهایاز خمار مِیْ بود کان خوردهای
