جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۴۳۳ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۶۳۱ جلال الدین محمد مولوینومید مشو جانا، کاومید پدید آمداومیدِ همه جانها، از غیب رسید آمد
- غزل شمارهٔ ۶۳۲ جلال الدین محمد مولویعید آمد و عید آمد وان بخت سعید آمدبرگیر و دهل میزن کآن ماه پدید آمد
- غزل شمارهٔ ۶۳۶ جلال الدین محمد مولویبمیرید بمیرید در این عشق بمیریددر این عشق چو مردید همه روح پذیرید
- غزل شمارهٔ ۶۴۴ جلال الدین محمد مولویزان روز که دیدیمش ما روزفزونیمخاری که ورا جست گلستان یقین شد
- غزل شمارهٔ ۶۴۸ جلال الدین محمد مولوییک دستهٔ گل کو اگر آن باغ بدیدید؟یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید؟
- غزل شمارهٔ ۶۴۹ جلال الدین محمد مولویدر خود چو نظر کردم خود را بندیدمزیرا که در آن مه تنم از لطف چو جان شد
- غزل شمارهٔ ۶۵۶ جلال الدین محمد مولویدر هاون ایام چه درها که شکستیدآن سرمه دیدست بسایید بسایید
- غزل شمارهٔ ۶۵۹ جلال الدین محمد مولویچو بو کردم دهانش را بدیدمکه بوی آن پری دیدار دارد
- غزل شمارهٔ ۶۸۲ جلال الدین محمد مولویچنانک تن بساید بر تن یاربه دیدن جان او بر جان بساید
- غزل شمارهٔ ۶۸۵ جلال الدین محمد مولویصد شعلهٔ آتش است در دیدهاز نکته دل که آتشین باشد
- غزل شمارهٔ ۶۸۶ جلال الدین محمد مولویدر حلقه این شکستگان گردیدکان دولت و بخت در شکست آمد
- غزل شمارهٔ ۶۸۹ جلال الدین محمد مولویاز دیده غیب شمس تبریزاین دیده غیب دان چه میشد
