جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۴۵۲ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۲۰۳۱ جلال الدین محمد مولویدل آینه است چینی با دل چو همنشینیصد تیغ اگر ببینی هم دیده را سپر کن
- غزل شمارهٔ ۲۰۳۹ جلال الدین محمد مولویماییم و آبِ دیده، در کنجِ غم خزیدهبر آبِ دیدهٔ ما، صد جای آسیا کن
- غزل شمارهٔ ۲۰۴۰ جلال الدین محمد مولویروز است ای دو دیده در روزنم نظر کنتو اصل آفتابی چون آمدی سحر کن
- غزل شمارهٔ ۲۰۴۵ جلال الدین محمد مولویچیزی که زیر هاون افلاک سوده شداین سرمه نیست دیده از آن مکتحل مکن
- غزل شمارهٔ ۲۰۵۱ جلال الدین محمد مولویدر مرغزار غیرت چون شیر خشمگیندر خونم ای دو دیده چرا میکنی مکن
- غزل شمارهٔ ۲۰۵۷ جلال الدین محمد مولویتا نگری در زمین هیچ نبینی فلکیک دمه خود را مبین خلعت دیدار بین
- غزل شمارهٔ ۲۰۵۹ جلال الدین محمد مولویپُشتِ جهان دیدهای رویِ جَهان را ببینپُشت به خود کن که تا روی نَماید جَهان
- غزل شمارهٔ ۲۰۶۸ جلال الدین محمد مولویعشق چو آمد پدید عقل گریبان دریداز پی بیدل رسید مشغله یا مسلمین
- غزل شمارهٔ ۲۰۷۴ جلال الدین محمد مولویمکن مکن که روا نیست بیگنه کشتنمرو مرو که چراغی و دیده روشن
- غزل شمارهٔ ۲۰۷۷ جلال الدین محمد مولویز شمس مفخر تبریز تا چه دیدستمکه بیقرار شدستند این معانی من
- غزل شمارهٔ ۲۰۸۰ جلال الدین محمد مولویهزارساله ادب را به یک قدح ببریخمار عشق تو نگذاشت دیده شرمین
- غزل شمارهٔ ۲۰۸۲ جلال الدین محمد مولویبرای چشم تو صد چشم بد توان دیدنچه چشم داری ای چشم ما به تو روشن
