جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۸۸ نتیجه برای «یکی» · صفحهٔ ۴۷ از ۴۲۴
- بخش ۴۳ - حکایت آن رنجور کی طبیب درو اومید صحت ندید جلال الدین محمد مولویآن یکی رنجور شد سوی طبیبگفت نبضم را فرو بین ای لبیب
- بخش ۴۳ - گفتن موسی علیه السلام گوسالهپرست را کی «آن خیالاندیشی و حزم تو کجاست؟» جلال الدین محمد مولویگفت موسی با یکی مست خیالکای بداندیش از شقاوت وز ضلال
- بخش ۱۰۷ - حکایت آن شخص کی از ترس خویشتن را در خانهای انداخت رخ زرد چون زعفران لبها کبود چون نیل دست لرزان چون برگ درخت خداوند خانه پرسید کی خیرست چه واقعه است گفت بیرون خر میگیرند به سخره گفت مبارک خر میگیرند تو خر نیستی چه میترسی گفت خر به جد میگیرند تمییز برخاسته است امروز ترسم کی مرا خر گیرند جلال الدین محمد مولویآن یکی در خانهای در میگریختزرد رو و لب کبود و رنگ ریخت
- بخش ۱۵۶ - حکایت آن مهمان کی زن خداوند خانه گفت کی باران فرو گرفت و مهمان در گردن ما ماند جلال الدین محمد مولویآن یکی را بیگهان آمد قنقساخت او را همچو طوق اندر عنق
- بخش ۱۳۹ - وصیت کردن آن شخص کی بعد از من او برد مال مرا از سه فرزند من کی کاهلترست جلال الدین محمد مولویآن یکی شخصی به وقت مرگ خویشگفته بود اندر وصیت پیشپیش
- بخش ۴۵ ابوالقاسم فردوسیازان پس به هرسو یکی نامه کردبه جایی که درویش بد جامه کرد
- بخش ۵ ابوالقاسم فردوسیپسر بد مر او را یکی همچو شیرکه ساسان همی خواندی اردشیر
- بخش ۲ ابوالقاسم فردوسیز گفتار دهقان یکی داستانبپیوندم از گفتهٔ باستان
- بخش ۱۸ ابوالقاسم فردوسیبه جهرم یکی مرد بد بدنژادکجا نام او مهرک نوشزاد
- بخش ۷ - اندر علامت دفینها خیام نیشابوری… رو گنجی یا دفینی باشد آنجا برف پای نگیرد و بگدازد، و از علامتهاء دفین یکی آنست که چون زمینی خراب باشد بی کشتمند و اندران سپرغمی رسته بود بدانند که آنجا دفین بود، و چون شاخ کنجد بینند یا شاخ بادنجان بدامن کوه که از آبادان …
- بخش ۲۳ - الحكایة و التمثیل عطار نیشابوریآن یکی اعرابئی از عشق مستحلقهٔ کعبه درآورده بدست
- حکایت غافلی که عود میسوخت عطار نیشابوریعود میسوخت آن یکی غافل بسیآخ میزد از خوشی آنجا کسی
