جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۲۹۱ نتیجه برای «زر» · صفحهٔ ۴۷۰ از ۵۲۵
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۴ ناصرخسرو قبادیانیبیداد کنی با بزرگ داورزنهار مکن زینهار خواری
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۶ ناصرخسرو قبادیانیدر مزرعهٔ معصیت و شر چو ابلیستخم بزه و، بار بدو، برگ وبالی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۰ ناصرخسرو قبادیانیگوئی که از نژاد بزرگانمگفتاری آمدی تو نه کرداری
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۲ ناصرخسرو قبادیانیچون کاغذ سپید که بر پشتشباشد به زرق ساخته عنوانی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۰ ناصرخسرو قبادیانیشاخ گل گر نکشیدی ستم از بهمننه چینن زرد و نوان و نه نزارستی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۳ ناصرخسرو قبادیانیهر زمان پیش تو آید نه همی بینیشبا عمامهٔ بزر و جامهٔ صابونی؟
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۶ ناصرخسرو قبادیانیتو ای ضعیف خرد ناصبی که از غم منچو زرد بید به ایام مهرگان شدهای
- بخش ۱۱۷ - صف نود و سوم ناصرخسرو قبادیانی… ا را کار باید کردن به علم چنانک آفریدگار ما کار کرد بدانش تا اندر حد بزرگی مانند شویم مر صانع خویش را ، آن وقت فصل آرد ، و آن جدا کردن خبر ممکن باشد از خبر ناممکن ، پس گوید که این خبر که من گفتم ممکن است و آنرا شاید بود …
- بخش ۱۰۱ - صف هفتاد و نهم ناصرخسرو قبادیانی… یوان و مردم و ثواب و عقاب و بهشت و دوزخ و شناسندگان توحید مبدع حق که بزرگتر است از همه فضیلتها و انواع حکمت و عجائب تدبیر را کاندر آن است که نهایت نیست ، و اندر نیست شدن هستیها باطل شدن نفس و عقل است و نایافته شدن طبایع …
- بخش ۵۲ - بازگشت به مصر ناصرخسرو قبادیانی… را باشد. غرض آن که سلطان این خادم را بدان ولایت فرستاد و او را عظیم بزرگ گردانید و هر اسباب که ملوک را باشد بداد از دهلیز و سراپرده و غیره و چون او به حلب شد و جنگ کرد آن جا کشته شد. اموال او چندان بود که مدت دو ماه شد …
- بخش ۲۸ - شهر طبریه ناصرخسرو قبادیانی… را مسجد یاسمن گویند، با جانب غربی، مسجدی پاکیزه. در میان مسجد دکانی بزرگست و بر وی محرابها ساخته و گرد بر گرد آن دکان درخت یاسمن نشانده، که مسجد را به آن بازخوانند. و رواقی بر جانب مشرقست که قبر یوشع بن نون در آنجاست، …
- بخش ۱۷ - صف سیزدهم ناصرخسرو قبادیانی… لق الناس و لا کن اکثرالناس لایعلمون» همی گوید: آفریدن آسمانها و زمین بزرگتر است از آفریدن مردمان و لکن بیشتر از مردمان ندانند.
