جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۹۶۴ نتیجه برای «زیر» · صفحهٔ ۴۷۹ از ۴۹۷
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۰ ناصرخسرو قبادیانینه عجب کز تو خطر یافت جهان زیراخطر تخم به بار است سوی دهقان
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۹ ناصرخسرو قبادیانینیستی اهل و سزاوار ستایش رانه نکوهش را، زیرا که نه مختاری
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۴ ناصرخسرو قبادیانیازیرا که من مر بقا را سزاامنباشد سزای بقا یار فانی
- گفتار پنجاه و یکم ناصرخسرو قبادیانی… معنی آنست که مرین شدت و نادانی را گردانیدن ما را طاقت نیست مگر بصاحب جزیرت من که مرو را اندر زمین محل خداوند تاویل است که صفت او عظیم است بتائید خداوند زمان علیه السلام که او را اندر زمان خویش محل خداوند دور است که صفت ا …
- گفتار بیست و دویم ناصرخسرو قبادیانی… مانیان و دلیل بر ظاهریانست و بیرون از مسجد چهار رکعت کنند یعنی که در جزیره مشهد ظاهریان امام را بظاهر و باطن یاد باید کردن و اطاعت داشتن که چهار رکعت دلیل بر دو روحانی و بر دو جسمانیت و گفتن دو خطبه دلیل است بر اساس و حج …
- شمارهٔ ۵ - در نعت پیغمبر اکرم صلیالله علیه و آله خاقانی شروانیاندر جزیرهای و محیط است گرد توزین سوت موج محنت و زآن سو شط بلا
- شمارهٔ ۲۴ - در تحسر و تالم از مرگ کافی الدین عمربن عثمان عموی خود گوید خاقانی شروانیاز هم نفسان نیست مرا روزی ازیراکدر روزن من هم نرود صورت مهتاب
- شمارهٔ ۵۰ - در حکمت خاقانی شروانیزیردستان گله بر عکس کنندگلهشان از پی نفی تهم است
- شمارهٔ ۱۰۶ - در ستایش صفوه الدین بانوی شروان شاه خاقانی شروانیدر سایهٔ تو بانوی مشرق گرفته جایدریاست در جزیره و سیمرغ در حصار
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۱ جلال الدین محمد مولویصبر از دل من بُردهای، مست و خرابم کردهایکو علمِ من؟ کو حلمِ من؟ کو عقلِ زیرکسارِ من؟
- فصل چهل و هشتم - شخصی امامت میکرد و خواند اَلْاَعْرَابُ اَشَدُّ کُفْراً وَ نِفَاقاً جلال الدین محمد مولوی… ینها و اگر صبر کنم و بجای خود بنشینم بی رنج و بیخواری آن بر من بیاید زیرا که آن روزی هم طالب من است و او مرا میکشد چون نتوان مرا کشیدن او بیاید چنانک منش نمیتوانم کشیدن من میروم، حاصل سخن اینست که بکار دین مشغول میب …
- فصل چهارم - گفت که این چه لطف است که مولانا تشریف فرمود جلال الدین محمد مولوی… ما را دل هماره به خدمت بود، امّا میخواستیم که به صورت هم مشرّف شویم زیرا که صورت نیز اعتباری عظیم دارد. چه جای اعتبار خود مشارک است با مغز، همچنانک کار بیمغز برنمیآید بی پوست نیز برنمیآید. چنانکه دانه را اگر بی پوس …
