جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۸۸ نتیجه برای «یکی» · صفحهٔ ۴۸ از ۴۲۴
- بخش ۵ - الحکایه و التمثیل عطار نیشابوریحکیمی را یکی زر در بدل زدحکیم اندر حق او این مثل زد
- حکایت عطار نیشابوریبأکافی یکی گفت ای سرافرازز معراج نبی رمزی بگو باز
- بخش ۳ - الحکایه و التمثیل عطار نیشابوریبه گورستان یکی دیوانه بگریستبدو گفتند اندر گورها کیست؟
- بخش ۷ - الحكایة و التمثیل عطار نیشابوریبود درویشی یکی خانه تهیدزد در شد یافت درویش آگهی
- بخش ۱۰۸ - در بیان آنکه ارباب عزلت و اصحاب خلوت بر سه طبقه اند طبقه اول آنکه نیت ایشان در عزلت و خلوت اجتناب از شر انام و اتقا از ضر خواص و عوام باشد جامیآن یکی از همه جهان بجهدتا ز آسیب گمرهان برهد
- بخش ۴ - صف دوم ناصرخسرو قبادیانیچیزها بردو روی است؟ یکی آنست که مرورا بذات او اندر توان یافتن وبدلیلی حاجتمند نشود جوینده او. و دیگری آنست که مرورا بذات او اندر نتوان یافتن آن چیزهاست که او را بجدا ازو توان یافتن، اما آنچ مرورا بذات او بتوان یافتن آن چ …
- بخش ۱۰۶ - صف هشتاد و چهارم ناصرخسرو قبادیانی… تمییز خوانند و آن یابد مرو را محیط شده بر همه قوتهای طبیعی و بنهد هر یکی را از آن قوتها به جایگاه خویش ، و قوت تمییز فرق کند میان چیزها به حقیقت و حکم کند بر طبیعتها ، از بهر آنک قوتهای طبیعی اندر چگونگی ها توانند رسیدن …
- بخش ۳ - صف نخستین ناصرخسرو قبادیانیبدانید که نفس را سوی اندریافتن آنچ نداند دو راه است ، یکی گوش و دیگر چشم . و گوش بدلالت زبان یابد دست یابد مرعلم را که نبشته به ببیند ، و خداوندان حواس درست شنوندگان یا بینندگان اندر آنچه گوینده بگوید انبازانند، و شناسند …
- بخش ۹۵ - طعن زدن بیگانه در شیخ و جواب گفتن مرید شیخ او را جلال الدین محمد مولویآن یکی یک شیخ را تهمت نهادکو بدست و نیست بر راه رشاد
- بخش ۵۴ - حکایت آن شخص کی در عهد داود شب و روز دعا میکرد کی مرا روزی حلال ده بی رنج جلال الدین محمد مولویآن یکی در عهد داوود نبینزد هر دانا و پیش هر غبی
- بخش ۱۳۳ - حکایت هم در جواب جبری و اثبات اختیار و صحت امر و نهی و بیان آنک عذر جبری در هیچ ملتی و در هیچ دینی مقبول نیست و موجب خلاص نیست از سزای آن کار کی کرده است چنانک خلاص نیافت ابلیس جبری بدان کی گفت بما اغویتنی والقلیل یدل علی الکثیر جلال الدین محمد مولویآن یکی میرفت بالای درختمیفشاند آن میوه را دزدانه سخت
- بخش ۱۱ - قصهٔ آن دباغ کی در بازار عطاران از بوی عطر و مشک بیهوش و رنجور شد جلال الدین محمد مولویآن یکی افتاد بیهوش و خمیدچونک در بازار عطاران رسید
