جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۴۸۶ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۶ جلال الدین محمد مولویتلخی من خامی من خواری و بدنامی منخون دل آشامی من خاک از او بر سر من
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۲ جلال الدین محمد مولویجسم نبود و جان بُدَم، با تو بر آسمان بُدَمهیچ نبود در میان گفت من و شنود من
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۰ جلال الدین محمد مولویبر تو زنم یگانهای مست ابد کنم تو راتا که یقین شود تو را عشرت جاودان من
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۴ جلال الدین محمد مولویپیشتر از نهاد جان لطف تو داد داد جانای همگی مراد جان پس تو بدی مرید من
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۶ جلال الدین محمد مولویمن دل پردلان بدم قوت صابران بدمبرد هوای دلبری هم دل و هم قرار من
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۱ جلال الدین محمد مولویتا چه خیال بستهای ای بت بدگمان منتا چو خیال گشتهام ای قمر چو جان من
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۹ جلال الدین محمد مولویبدریدی همه هامون ز نقش لیلی و مجنونولی چشمش نمیخواهد گران جان را فریبیدن
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۰ جلال الدین محمد مولویچراغ عالم افروزم نمیتابد چنین روشنعجب این عیب از چشم است یا از نو یا روزن
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۵ جلال الدین محمد مولویچو این تبدیلها آمد نه هامون ماند و نه دریاچه دانم من دگر چون شد که چون غرق است در بیچون
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۶ جلال الدین محمد مولویمرا هر دم همیگویی که برگو قطعه شیرینبه هر بیتی یکی بوسه بده پهلوی من بنشین
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۱ جلال الدین محمد مولویمست آمد دوش آن مه افکنده کمر در رهآگه نبد از مستی او از کمر افتادن
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۲ جلال الدین محمد مولویدیدم ز تو من نقشی بر کالبدی بستهجان گفت علی الله گو دل گفت علالا کن
