جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۹۵۴ نتیجه برای «آتش» · صفحهٔ ۴۸۹ از ۵۸۰
- غزل شمارهٔ ۲۰۳۰ جلال الدین محمد مولویدر آتشم در آبم چون محرمینیابمکنجی روم که یا رب این تیغ را سپر کن
- غزل شمارهٔ ۲۰۷۷ جلال الدین محمد مولویبس آتشی که فروزد از این نفس به جهانبسی بقا که بجوشد ز حرف فانی من
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۶ جلال الدین محمد مولویزخم گران همیکشم زخم بزن که من خوشمگرچه درون آتشم جمله زرم به جان تو
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۲ جلال الدین محمد مولویشدهایم آتشین پا که رویم مست آن جاتو برو نخست بنگر که کنون به خانه هست او
- غزل شمارهٔ ۲۲۴۰ جلال الدین محمد مولویننشیند آتشم چو ز حق خاست آرزوزین سو نظر مکن که از آن جاست آرزو
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۶ جلال الدین محمد مولویخواهی که گرد شمعم پروانه روح باشدزان آتشی که داری بر شمع قابلم نه
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۵ جلال الدین محمد مولویز خام و پخته تهی گشت جان من باریمدد مدد تو چنین آتشی فروزیده
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۹ جلال الدین محمد مولویآن سر زلف سرکشت گفته مرا که شب خوشتزین سفر چو آتشت کی تو بدین وطن رسی
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۵ جلال الدین محمد مولویای دم آتشین من خیز توی گواه دلای شب دوش من بیا راست بگو چه دیدهای
- غزل شمارهٔ ۲۴۸۰ جلال الدین محمد مولویای دل بیقرار من راست بگو چه گوهریآتشیی تو آبیی آدمیی تو یا پری
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۲ جلال الدین محمد مولویچشم هر آنک بسته شد بآتش حرص خسته شدو آنک ز گنج رسته شد گشت گران و کاهلی
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۶ جلال الدین محمد مولویجان به هزار ولوله بهر تو گشت حاملهکآتش عشق خویش را تو به سپند میدهی
