جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۵۵۶ از ۷۳۸
- غزل شمارهٔ ۲۸۰۱ بیدل دهلویره دشت عشق و آنگه من گشته گم درین رهبه سر چه خار بندم الم برهنهپایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۱۶ بیدل دهلویسبکساریست هرگه در نظرها بیدرنگ آییبه این جرات مبادا چون شرر مینا به سنگ آیی
- غزل شمارهٔ ۲۸۲۰ بیدل دهلویتدبیر خانمانت در عشق خنده داردکشتی شکسته آنگه غمخواری سبویی
- غزل شمارهٔ ۲۸۲۳ بیدل دهلویسحر آهی که جوشد با هوای سیر گلزاریگهر اشکیکه غلتد در غبار حسرت کویی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱ - در وصف آسمان و افلاک عبید زاکانیگهی به زخمهٔ سحر آفرین زدی رگ چنگگهی گرفتی بر دست ساغر صهبا
- شمارهٔ ۲ - در عبرت از عاقبت کار شاه شیخ ابواسحاق عبید زاکانیجوشی بزد محیط بلائی به ناگهانملک و خزانه و پسرش در میان گرفت
- شمارهٔ ۵ - ایضا در مدح همو عبید زاکانیوی سروری که هر نفس از خاک درگهتگردون هزار فتح و ظفر فتح باب کرد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ - در مدح خواجه رکنالدین عمیدالملک وزیر عبید زاکانیروزم بود خجسته و کارم بود به کارهرگه که بامداد ببینم لقای تو
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۹ - در ستایش شاه شیخ ابواسحق عبید زاکانیتا ابد نام تو باقی باد و نام دشمنتهمچو مرسوم منش ناگه قلم بر سر زده
- بخش ۲۶ - در زوال وصال و شب فراق عبید زاکانیزناگه بخت وارون بر سرم تاختاز آن خوش زندگانی دورم انداخت
- بخش ۱۶ - رفتن قاصد پیش معشوق عبید زاکانیخردمندان که در نظم سفتندنگه کن این سخن چون نغز گفتند
- بخش ۴ - سخن در عشق عبید زاکانیخرد میگفت کی مدهوش بیمارغمش را در میان جان نگه دار
