جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۵۶ از ۷۳۸
- غزل شمارهٔ ۵۲۸ جلال الدین محمد مولویاول نماید مار کر آخر بود گنج گهرشیرین شهی کاین تلخ را در دم نکوآیین کند
- غزل شمارهٔ ۵۳۰ جلال الدین محمد مولویگه خونی و خون خوارهای گه خستگان را چارهایخاصه که این بیچاره را کز سوی ایشان میرسد
- غزل شمارهٔ ۵۳۱ جلال الدین محمد مولویما موسییم و تو مها، گاهی عصا، گه اژدهاای شاهدان! ارزانبها چون غارت بلغار شد
- غزل شمارهٔ ۵۳۹ جلال الدین محمد مولویچون مهرهای در دستِ او، گه باده و گه مستِ اواین مهرهات را بشکند، والله تمامت میکند
- غزل شمارهٔ ۵۴۳ جلال الدین محمد مولویگه چو نگینم بمزد تا که به من مهر نهدگاه مرا حلقه کند دوزد او بر در خود
- غزل شمارهٔ ۵۵۶ جلال الدین محمد مولویمطرب جان بیا بزن تن تتنن تنن تننکاین دل مست از به گه یاد نگار میکند
- غزل شمارهٔ ۵۶۹ جلال الدین محمد مولویکجا آمد کجا آمد کز این جا خود نرفتست اوولیکن چشم گه آگاه و گه بیاعتبار آمد
- غزل شمارهٔ ۶۵۵ جلال الدین محمد مولویگه زلف برافشاند و گه جیب گشایدگلگونه او را به جز از خار مدارید
- غزل شمارهٔ ۷۸۸ جلال الدین محمد مولویآنک از نقد وصال تو به یک جو نرسیدچو گه عرض بود بر سر میزان چه کند
- غزل شمارهٔ ۸۰۹ جلال الدین محمد مولوینقش گرمابه بینی هر یکی مست و رقصانچون معاشر که گهگه در می احمر آید
- غزل شمارهٔ ۸۹۸ جلال الدین محمد مولویگه مثل آفتاب گنج زمین میشودگه چو دعای رسول سوی سما میرود
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۳ جلال الدین محمد مولویوگر بدیدی جانی که پشت و رویش نیستگه تصور عشاق پشت و روش چه بود
