جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۴۲۹ نتیجه برای «روی» · صفحهٔ ۵۶۶ از ۱٬۰۳۶
- بخش ۱۳۸ - پرسیدن پادشاه قاصدا ایاز را کی چندین غم و شادی با چارق و پوستین کی جمادست میگویی تا ایاز را در سخن آورد جلال الدین محمد مولویکه بوقت زندگی هرگز چنانروی ننهادست بر پور چو جان
- بخش ۳۳ - پیدا شدن استارهٔ موسی علیه السلام بر آسمان و غریو منجمان در میدان جلال الدین محمد مولویسوی میدان شاه را انگیختیدآب روی شاه ما را ریختید
- بخش ۳۱ - معاتبهٔ مصطفی علیهالسلام با صدیق رضی الله عنه کی ترا وصیت کردم کی به شرکت من بخر تو چرا بهر خود تنها خریدی و عذر او جلال الدین محمد مولویگفت ما دو بندگان کوی توکردمش آزاد من بر روی تو
- بخش ۱۲۹ - جواب آن مثل کی منکران گفتند از رسالت خرگوش پیغام به پیل از ماه آسمان جلال الدین محمد مولویگیر عالم پر بود خورشید و نورچون روی در ظلمتی مانند گور
- فصل دوازدهم - قَالَ النَّبُّي عَلَیْهِ السَّلَامُ اَللَّیْلُ طَویْلٌ فَلَا تُقَصِّرْهُ جلال الدین محمد مولوی… ا در زندان مجاهده دارید که چون او در زندانست و در بلا و رنج، اخلاص تو روی نماید و قوتّ گیرد. هزار بار آزمودی که از رنج دندان و دردسر از خوف ترا اخلاص پدید آمد چرا در بند راحت تن گشتی و در تیمار او مشغول شدی؟ سررشته را فر …
- بخش ۵۴ - تفسیر یا ایها المزمل جلال الدین محمد مولویخضر وقتی، غوث هر کشتی تویهمچو روحالله مکن تنها روی
- بخش ۱۳۵ - و همچنین قد جف القلم یعنی جف القلم و کتب لا یستوی الطاعة والمعصیة لا یستوی الامانة و السرقة جف القلم ان لا یستوی الشکر و الکفران جف القلم ان الله لا یضیع اجر المحسنین جلال الدین محمد مولویکژ روی جف القلم کژ آیدتراستی آری سعادت زایدت
- بخش ۱۷۶ - قصد شاه به کشتن امرا و شفاعت کردن ایاز پیش تخت سلطان کی ای شاه عالم العفو اولی جلال الدین محمد مولویرحم کن بر وی که روی تو بدیدفرقت تلخ تو چون خواهد کشید
- بخش ۸۹ - در بیان آنک دعای عارف واصل و درخواست او از حق همچو درخواست حقست از خویشتن کی کنت له سمعا و بصرا و لسانا و یدا و قوله و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی و آیات و اخبار و آثار درین بسیارست و شرح سبب ساختن حق تا مجرم را گوش گرفته بتوبهٔ نصوح آورد جلال الدین محمد مولویآن نصوح از ترس شد در خلوتیروی زرد و لب کبود از خشیتی
- بخش ۱۶ - حواله کردن مرغ گرفتاری خود را در دام به فعل و مکر و زرق زاهد و جواب زاهد مرغ را جلال الدین محمد مولویکه بیا من باش یا همخوی منتا ببینی در تجلی روی من
- بخش ۱۶۲ - حکایت عیاضی رحمهالله کی هفتاد غزو کرده بود سینه برهنه بر امید شهید شدن چون از آن نومید شد از جهاد اصغر رو به جهاد اکبر آورد و خلوت گزید ناگهان طبل غازیان شنید نفس از اندرون زنجیر میدرانید سوی غزا و متهم داشتن او نفس خود را درین رغبت جلال الدین محمد مولویبر تنم یک جایگه بیزخم نیستاین تنم از تیر چون پرویزنیست
- بخش ۱۱ ابوالقاسم فردوسیچو چشمش به روی سپهبد رسیدز باره درآمد چنانچون سزید
