جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۵۶۹ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۴۹۸۶ صائبتنگ خلقی است که برجمله بدیهاست محیطنیست دیوی که درین شیشه نباشد جایش
- غزل شمارهٔ ۴۹۹۲ صائبنیستی اخگر، ازین پرده نیلی بدر آیچند در پرده توان بود زخاکستر خویش؟
- غزل شمارهٔ ۴۹۹۷ صائبمباد دنبه گدازت کنند چون مه بدرچو ماه عید درین صید گاه لاغر باش
- غزل شمارهٔ ۵۰۰۹ صائبزخون کبک، بدخشان شده است سینه کوههنوز تشنه خون است چنگل بازش
- غزل شمارهٔ ۵۰۱۲ صائبکند ز لطف بدن کار اخگر سوزانفتد اگر گل بیخار در گریبانش
- غزل شمارهٔ ۵۰۱۷ صائبرسیده است به جایی لطافت بدنشکه از نسیم شود داغدار یاسمنش
- غزل شمارهٔ ۵۰۲۲ صائبزسوزن مژه خویش چشم آن دارمکه چشم خویش بدوزم به چشم شهلایش
- غزل شمارهٔ ۵۰۲۴ صائبگمان حور و پری داشتم ،ندانستمکه دیو غم بدر آید ز زیر چادر عیش
- غزل شمارهٔ ۵۰۳۱ صائببه گنجها نتوان درد را خرید از منبه زر بدل نکنم رنگ عاشقانه خویش
- غزل شمارهٔ ۵۰۳۶ صائبپیش خسان به خاک مریز آبروی خویشاز حفظ آبرو گهر آبدار باش
- غزل شمارهٔ ۵۰۳۷ صائببستان ز خلق خام و بده پخته در عوضسر گرم خوش معاملگی چون تنور باش
- غزل شمارهٔ ۵۰۵۷ صائبآب حیات جامه به شبنم بدل کندشاید که در لباس کند سیر گلشنش
