جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۵۷۵ از ۱٬۶۳۸
- بخش ۱۱۱ - صف هشتاد و هفتم ناصرخسرو قبادیانی… کلید بهشت است و آن دلیل است بر چهار اصل روحانی و جسمانی ، که پایداری دو عالم علوی و سفلی بدیشان است . پس گوئیم که نخست عقل کلید است مر همه هستهای روحانی و جسمانی را ، از بهر آنک عقل با کلمه مبدع یک چیز است و همه هستها …
- بخش ۶۹ - صف پنجاه و هفتم ناصرخسرو قبادیانی… گویند صورت عالم پیش از ابداع عالم نزدیک مبدع حق موجود بود مر صورت هر دو عالم را فضل همی نهند بر هر دو عالم ، از بهر آنک روا همی دارند که خدای تعالی هر دو عالم را بیافرید نه از چیزی ، و روا نمی دارند که صورت صورت عالم نز …
- بخش ۵۷ - صف چهل و پنجم ناصرخسرو قبادیانیگروهی از مردمان ایدون گویند که بقاء نفس اندر بقاء جسد است و دعوی کنند که چون جسد را فناء افتاد نفس را هستی نماند این آن گروهند کز حکم الهی و تقدیر کلی خبر ندارند و خویشتن با ستور برابر همی کنند و نمی نگرند که هر چیزی که …
- شمارهٔ ۳۹ - در ستایش صفوة الدین بانوی شروان شاه اخستان خاقانی شروانیدر روزه بودم از سخن و جامهٔ دو عیدبر من فکند و عهد مرا عیدوار کرد
- شمارهٔ ۱۳۸ - در مدح عصمت الدین خواهر منوچهر و شفیع آوردن برای اجازهٔ سفر خاقانی شروانیجوهر و عنبر سپید است و سیاههر دو را محکوم دریا دیدهام
- شمارهٔ ۱۵۰ - در شکایت و عزلت خاقانی شروانیاز آن چرخ چون باز بر دوخت چشممکه باز از گزند بلا میگریزم
- شمارهٔ ۱۵۱ - در دلتنگی و شکایت از روزگار و خوشدلی از گوشهگیری و قناعت خاقانی شروانیدوستانم گره رشتهٔ جاننگشایند به دندان چکنم؟
- شمارهٔ ۱۵۶ - در شکایت از جهان و نعت خاتم پیغمبران خاقانی شروانیخاتون دار ملک فریدونش خوان که نیستکابین این عروس کم از گنج کاویان
- شمارهٔ ۱۶۷ - مطلع سوم خاقانی شروانیهر هشت، بر سخا و حلمشبا جدول و خردَلند یکسان
- شمارهٔ ۱۹۹ - در مدح صفوة الدین بانو و بیان توفیق ادای حج او خاقانی شروانیز آن رای کان برادر عیسی نفس زدهدولت نصیب خواهر مریم مکان شده
- شمارهٔ ۲۱۴ - مطلع چهارم خاقانی شروانیموکب شاه اختران، رفت به کاخ مشتریشش مهه داده ده نهش، قصر دوازده دری
- شمارهٔ ۲۱۵ - در مدح ابوالمظفر جلال الدین شروانشاه اخستان خاقانی شروانیروز به روزت از فلک نُزل دو صبح میرسدصبح سه گردد ار به کف جام صبوحی آوری
