جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۷۶۱ نتیجه برای «آمد» · صفحهٔ ۵۷۹ از ۶۴۷
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۴ جلال الدین محمد مولویبازآمدم خرامان تا پیش تو بمیرمای بارها خریده از غصه و زحیرم
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۴ جلال الدین محمد مولویتنگ آمدهست و می طلبد موضع فراخبر می جهد به سوی هوا آب لاجرم
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۵ جلال الدین محمد مولویباقی فرشتگان به سجود اندرآمدندگفتند در سجود که بر شاهدی زدیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۱۳ جلال الدین محمد مولویهمچون کمان کژیم که زه در گلوی ماستچون راست آمدیم چو تیر از کمان رویم
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۶ جلال الدین محمد مولویتا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرمای دیدنِ تو دینِ من وی رویِ تو ایمانِ من
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۸ جلال الدین محمد مولویدزدیده چشمک می زدی همراز خوبان می شدیدستک زنان می آمدی کو یک نشان ز آنها کنون
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۵ جلال الدین محمد مولویتا آمدی اندر برم، شد کفر و ایمان چاکرمای دیدنِ تو دین من، وی روی تو ایمان من
- غزل شمارهٔ ۱۸۱۰ جلال الدین محمد مولویآواز دادم دوش من کای خفتگان دزد آمدهستدزدید او از چابکی در حین زبانم از دهان
- غزل شمارهٔ ۱۸۲۳ جلال الدین محمد مولویسیل رسید ناگهان جمله ببرد خرمنمدود برآمد از دلم دانه بسوخت و کاه من
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۳ جلال الدین محمد مولویآمدهام به عذر تو ای طرب و قرار جانعفو نما و درگذر از گنه و عثار جان
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۷ جلال الدین محمد مولویرفته ره درشت من بار گران ز پشت مندلبر بردبار من آمده برده بار من
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۳ جلال الدین محمد مولویگفتم که ملیحی تو مانا که مسیحی توشاد آمدی ای سلطان ای چاره هر مسکین
