جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۴۴۳ نتیجه برای «غم» · صفحهٔ ۵۷۹ از ۷۰۴
- غزل شمارهٔ ۲۷۰۸ بیدل دهلویبه ناموس محبت پیکرم را کرد خاکسترکه دودی پر نیفشاند از چراغ چشم غمازی
- غزل شمارهٔ ۲۷۲۰ بیدل دهلویچه اقبال است یارب مژدهٔ شمشیر قاتل راکه بوی خون چکیدن در دماغم میزند کوسی
- غزل شمارهٔ ۲۸۱۱ بیدل دهلویتا چند خراشد اثر لاف گلویتداوود نخواهی شدن از نغمه سرایی
- غزل شمارهٔ ۱ عبید زاکانیبکشت غمزهٔ آن شوخ، بیگناه مرافکند سیب زنخدان او به چاه مرا
- غزل شمارهٔ ۲ عبید زاکانیکجا کسیکه از آن چشم ترک وا پرسدکه عقل و هوش جهانی چرا کنی یغما
- غزل شمارهٔ ۱۲ عبید زاکانیخوشا کسی که ز عشقش دمی رهایی نیستغمش ز رندی و میلش به پارسایی نیست
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰ - ایضا در مدح همو عبید زاکانیدر چنین دولت ار بود غمازنافههای تتار خواهد بود
- غزل شمارهٔ ۲۷ عبید زاکانیروی در کعبهٔ جان کرده به سر میپویمغمی از بادیه و خار مغیلانم نیست
- غزل شمارهٔ ۳۳ عبید زاکانیبه هر طرف که روی نغمه می کند بلبلبه هر چمن که رسی جلوه می کند شمشاد
- غزل شمارهٔ ۳۶ عبید زاکانیبه بوسه قصد لبت کردم از میان چشمتبه غمزه گفت نشاید هلا نشاید کرد
- غزل شمارهٔ ۴۱ عبید زاکانیتیر بر سینهام آن غمزهٔ فتان میزدقصد خون دلم آن عارض مهوش میکرد
- غزل شمارهٔ ۴۳ عبید زاکانیترا که گفت که با کشتگان راه غمتاشارتی به سر تازیانه نتوان کرد
