جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۴۴۳ نتیجه برای «غم» · صفحهٔ ۵۸۴ از ۷۰۴
- غزل شمارهٔ ۲۹۲ خاقانی شروانیپیش کوه ار غمان من گوییکوه را بانگ الامان بشنو
- شمارهٔ ۲۹۲ خاقانی شروانینامور تیغم با جوهر نورظلمت ننگ نگیرم پس از این
- غزل شمارهٔ ۲۹۴ خاقانی شروانیز غمت گرچه خستهام، کمر مهر بستهامدل از آن بر گسستهام که گذارم وفای تو
- شمارهٔ ۳۰۵ - خاقانی برای دوستی اسب و این شعر را فرستاد خاقانی شروانیعلی رغم خورشید دست ضمیرتحلی بر جبین شباهنگ بسته
- غزل شمارهٔ ۳۱۲ خاقانی شروانیترکان کمین غمزهٔ تویاسج همه بر کمان نهاده
- غزل شمارهٔ ۳۱۷ خاقانی شروانیدر روی من ز غمزه کمانها کشیدهایبر جان من ز طره کمینها گشادهای
- غزل شمارهٔ ۳۲۲ خاقانی شروانیشب مهتاب چون به سر بازیقصد خورشید غمزه زن کردی
- غزل شمارهٔ ۳۳۲ خاقانی شروانیاز غمزه و لب هر دم، دریا صفتی با منگه کشتن من سازی، گاهی گهرم بخشی
- شمارهٔ ۳۳۸ خاقانی شروانیتشنگی بادیه برده به لب دجله فتادسست تن مانده و از سست تنی سخت غمی
- غزل شمارهٔ ۳۴۴ خاقانی شروانیگر عاشقان محرمش کس عرض کردی بر غمشهر ذره را در عالمش خاقانیآسا یافتی
- غزل شمارهٔ ۳۵۵ خاقانی شروانیتو دشمنی نه دوست که بر جان من کنندترکان غمزهٔ تو شبیخون به دوستی
- غزل شمارهٔ ۳۷۸ خاقانی شروانیخون ریخته میبینی گوئی که نه خون توستاز غمزه بپرس آخر کهاین خونِ که میریزی
