جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۴۴۳ نتیجه برای «غم» · صفحهٔ ۶۳۸ از ۷۰۴
- غزل شمارهٔ ۲۱۷ جلال الدین محمد مولویبه دی بگوید گلشن که هر چه خواهی کنبه فر عدل شهنشه نترسم از یغما
- غزل شمارهٔ ۹۳۱ جلال الدین محمد مولویز بهر شادی توست ار دلم غمی داردز دست و کیسه توست ار کفم سخا دارد
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۱ جلال الدین محمد مولوینه که همسایه آن سایه احسان توامتو مرا همسفر و مشفق و غمخوار مگیر
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۲ جلال الدین محمد مولوینه آن خرما که چون خوردی شود بلغم کند صفراولیکن پر برویاند که چون طیار میگردم
- غزل شمارهٔ ۱۸۰۶ جلال الدین محمد مولویگفتم چو خواهی رنج من آن رنج باشد گنج منمن بوهریره آمدم رنج و غمت انبان من
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۱ جلال الدین محمد مولویکتب العشق علینا غمرات و محنو قضی الحجب علینا فتنا بعد فتن
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۰ جلال الدین محمد مولویز طنازی شکوفه لب گشادهستبه غمازی زبان گشتهست سوسن
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۰ جلال الدین محمد مولویگرچه که بیدادی کند بر عاشقان آن غمزههاداده جمال و حسن را در هر دو عالم داد از او
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۱ جلال الدین محمد مولویغذاها هم غذا جویند از ویکه گندم را دهد آب از غمام او
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۱ جلال الدین محمد مولویمست کرده جمله را زان غمزه مخمور خویشتا ز مستی اجنبی با آشنا آمیخته
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۹ جلال الدین محمد مولویچون مُهرهام در دست او، چون ماهیاَم در شَست اوبر چاه بابِل میتَنَم، از غَمزهی سَحّارهای
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۱ جلال الدین محمد مولویپیر از غمت هر جا فتی زان پیش کید آفتیبنما که بینم دولتی بس جاودان را ساعتی
