جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۶۴۰ از ۱٬۵۰۱
- حکایت شمارهٔ ۴۱ سعدی شیرازیمن ز خدمت دمی نیاسودمگاه و بیگاه در سفر بودم
- حکایتِ شمارهٔ ۴۲ سعدی شیرازییکی از صاحبدلان، زورآزمایی را دید به هم برآمده و کف بر دماغ انداخته.
- غزل شمارهٔ ۴۲ سعدی شیرازیخیالش در نظر، چون آیدم خواب؟نشاید در به روی دوستان بست
- غزل شمارهٔ ۴۲ سعدی شیرازیبس که بودم چون گل و نرگس دو روی و شوخ چشمباز یکچندی زبان در کام چون سوسن کشم
- حکایت شمارهٔ ۴۳ سعدی شیرازیبزرگی را پرسیدم از سیرت اخوان صفا. گفت: کمینه آن که مراد خاطر یاران بر مصالح خویش مقدّم دارد و حکما گفتهاند: برادر که در بند خویش است نه برادر و نه خویش است.
- غزل شمارهٔ ۴۳ سعدی شیرازیرفتم اندر میکده دیدم مقیمانش ولیکبتپرست اندر میان قومْ استثنی منم
- غزل شمارهٔ ۴۴ سعدی شیرازیهر آدمیی که مُهر مِهرتدر وی نگرفت؛ سنگ خاراست
- غزل شمارهٔ ۴۵ سعدی شیرازیجان در قدم تو ریخت سعدیوین منزلت از خدای میخواست
- غزل شمارهٔ ۴۶ سعدی شیرازیاز بیابان عدم دی آمده فردا شدهکمتر از عیشی یک امشب کاندر این کاشانهایم
- حکایت شمارهٔ ۴۷ سعدی شیرازیدیدم گلِ تازه چند دستهبر گنبدی از گیاه رُسته
- غزل شمارهٔ ۴۷ سعدی شیرازیگر بزنندم به تیغ در نظرش بیدریغدیدن او یک نظر صد چو منش خونبهاست
- غزل شمارهٔ ۴۸ سعدی شیرازیصحبت یار عزیز حاصل دور بقاستیک دمه دیدار دوست هر دو جهانش بهاست
