جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۶۴۵ از ۷۳۸
- بخش ۳۵ - صفت بیست و هفتم ناصرخسرو قبادیانی… که تخمی پدید آید تا باز به میانجی آن درخت از آن تخم شاخهای بسیار و برگها و بارها پدید اید، پس آن نخستین معلول عقل بود که قوت علت خویش بیمیانجی به تمامی پذیرفت و نفس از کلمه به میانجی عقل پدید آمد، پس خلافی نیست اندر آن …
- بخش ۴۰ - صف سی و دوم ناصرخسرو قبادیانیهر چیزی که او را بیابند یکبار و آنگه نابوده شود پس بار دیر همچنان پیدا آید، و آن نابوده شده جایی نبود کز آن همانجای پیدا آمد، آن چیز جزیی باشد از کلی که از آن کل پیدا شود و بدان کل باز شود. چنانک موجود است اندر شخص مردم …
- بخش ۳۷ - اندر زنده بودن عالم و مرده بودن جاهل ناصرخسرو قبادیانیبجوی و بنویس، آنگه بخوان و باز بپرسپسش بیاموز آنگه بدان و بر دل کار
- شمارهٔ ۱۶ - مطلع دوم خاقانی شروانیگر هست سخن گهر، چرا نیستآهنگ بدو گهر خران را
- شمارهٔ ۲۲ - مطلع چهارم خاقانی شروانیدهر شبانگه لقا تازه شد از تو چو صبحتا به زبان قبول یافت ز حضرت جواب
- شمارهٔ ۳۲ - در مدح صفوة الدین بانوی شروان شاه خاقانی شروانیهمّت او که گوهری گهر استدست بر چار گوهر افشانده است
- شمارهٔ ۶۴ - در ستایش ابو المظفر اخستان شروان شاه خاقانی شروانییا زمین شد خایه و ابر سیه شد ماکیانآنگه ارزن ریزه پیش ماکیان افشاندهاند
- شمارهٔ ۸۴ - در نکوهش و ملامت حسودان خاقانی شروانیچون شمع صبحگاهی و چون مرغ بیگهیالا سزاید کشتن و گردن زدن نیند
- شمارهٔ ۹۲ - این قصیدهٔ را در زمان کودکی در ستایش فخر الدین منوچهر بن فریدون شروان شاه سروده است خاقانی شروانیچو صدف گشاد لعلش چو سنان کشید جزعشنبود که چشم و گوشم صدف و گهر نیاید
- شمارهٔ ۱۰۸ - در مدح مجاهد الدین نظام خاقانی شروانیمدار ملک جهان بر مجاهد الدین استکه چرخ بارگه احتشام او زیبد
- شمارهٔ ۱۴۵ - در مدح امام ناصر الدین ابراهیم خاقانی شروانیاز آنگه که خاک درت سرمه کردمبه چشم سعادت درون نم ندارم
- شمارهٔ ۱۷۰ - در مذمت مغرضان و حسودان خاقانی شروانیایشان ز رشک در تب سرد آنگهی مراکردند پوستین و نکردم عتابشان
