جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۶۶۰ از ۱٬۱۳۷
- شمارهٔ ۱۲۹ جامیدلنواز ز من خسته جگر بازمایستدیده روشنی از اهل نظر بازمایست
- شمارهٔ ۱۳۰ جامیدیده را شد ز غبار خط سبزت مژه ترچون لب جوی که از سبزه تر تازه شود
- شمارهٔ ۱۳۲ جامیز فیض پیر مغان یافت این نظر جامیکه در صحیفه هستی ندید نقش عبث
- شمارهٔ ۱۳۵ جامیگو خون مرا ریز چو جلاد به شرطیکز روی خودم دیده چو جلاد نبندد
- شمارهٔ ۱۳۶ جامییاد روزی که مرا دیدی و گفتی این کیستکه درین کوی بسی می رود و می آید
- شمارهٔ ۱۴۰ جامیهر جا که کنی جلوه بود اهل نظر رادیدار تو فرخنده و رخسار تو فرخ
- شمارهٔ ۱۴۱ جامیجز با دگران دیدنت از دور به حسرتاز وصل تو بی سیم و زران را چه گشاید
- شمارهٔ ۱۴۳ جامیآن رخ نازک چو آب از دیده رفت اما هنوزنقش خالت چون سیاهی مانده در چشم من است
- شمارهٔ ۱۴۵ جامیببند دیده گرت نیست قوت مجنونکه برق منزل لیلی قوی درخشان است
- شمارهٔ ۱۴۸ جامیدل کرد یاد روی تو و دیده اشک ریختهرگل که چید دل ز تو چشم گلاب کرد
- شمارهٔ ۱۴۸ جامیدر آتش و آبم ز دل و دیده چو دیدمکافروخته رخسار و عرق کرده جبین است
- شمارهٔ ۱۵۳ جامیتا رسید از لعل میگونت به کام خویش جامدیده جامی ز زشک آن پر از خون ساغری ست
