جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۷۰۰ از ۱٬۵۰۱
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۸ جلال الدین محمد مولویز هر دو عالم پهلوی خود تهی کردمچو هی نشسته به پهلوی لام اللهم
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۵ جلال الدین محمد مولویبه من نگر که بدیدم هزار آزادیچو عشق را دل و جانم کنیزک است و غلام
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۶ جلال الدین محمد مولویبه گرد تو چو نگردم به گرد خود گردمبه گرد غصه و اندوه و بخت بد گردم
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۱ جلال الدین محمد مولویبه کوی عشق تو من نامدم که بازرومچگونه قبله گذارم چو در نماز روم
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۴ جلال الدین محمد مولویدلم چو آتش چون در دمی شود زندهچو دل مباش مسافر مقیم باش مقیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۰ جلال الدین محمد مولویعریان کندم هر صبحدمیگوید که بیا من جامه کنم
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۱ جلال الدین محمد مولویزان همیگردم و همینالمکه بر آب حیات دولابم
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۲ جلال الدین محمد مولویحِلیهٔ آدم و خلیفهٔ حقبهر ابلیس و هر لعین گفتم
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۴ جلال الدین محمد مولویکاروانها که بار آن شِکرستمن ز مصر عدم روان دارم
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۵ جلال الدین محمد مولویاز دَمم بوی باغ میآیدکز درون باغ و یاسمین دارم
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۹ جلال الدین محمد مولویفارغ از سودم و زیان چو عدمطرفه بیسود و بیزیان که منم
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۴ جلال الدین محمد مولویسیم با یار خوش عذار خوریمخدمت چشم پرخمار کنیم
