جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۷۲۲ از ۱٬۵۰۱
- غزل شمارهٔ ۲۹۶۲ جلال الدین محمد مولویدیدی که سخت زردم پنداشتی که مردمآخر چگونه میرد آنک تواش قرینی
- غزل شمارهٔ ۲۹۶۹ جلال الدین محمد مولویچون ریخت بر من آن را دیدم فنا جهان راعالم چو بحر جوشان من گشته مرغ آبی
- غزل شمارهٔ ۲۹۷۸ جلال الدین محمد مولویغافل بدم از آن که تو مجموع هستییمشغول بود فکر به ایمان و کافری
- غزل شمارهٔ ۲۹۹۰ جلال الدین محمد مولویچون از خودی برون شد او آدمی نمانداو راست چشم روشن و گوش پیمبری
- غزل شمارهٔ ۲۹۹۶ جلال الدین محمد مولویگر من ز دست بازی هر غم پژولمیزیرک نبودمی و خردمند گولمی
- غزل شمارهٔ ۳۰۰۱ جلال الدین محمد مولویگفتم به نای همدم یاری مدزد رازگفتا هلاک توست به یک بار آگهی
- غزل شمارهٔ ۳۰۰۲ جلال الدین محمد مولویآتش خوران ره به سر کوی منتظربا مردمان زیرک ابله چه شَستهای
- غزل شمارهٔ ۳۰۰۴ جلال الدین محمد مولویتا چند دی برآرد از باغها دمارتا کی بهار دوزد دیباج اخضری؟
- غزل شمارهٔ ۳۰۰۵ جلال الدین محمد مولوینقلست از رسول که مردم معادنندپس نقد خویش را برو از کان خویش جوی
- غزل شمارهٔ ۳۰۱۷ جلال الدین محمد مولویمصحف عشق تو را دوش بخواندم به خوابآه که چه دیوانه شد جان من از سورهای
- غزل شمارهٔ ۳۰۲۸ جلال الدین محمد مولویساده دلی ساز مرا سوی عدم تاز مراتا رهم از لطف فنا زین قرح و زین زاری
- غزل شمارهٔ ۳۰۳۳ جلال الدین محمد مولویچند دویدم سوی افندیشکر که دیدم روی افندی
