جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۷۳۲ از ۱٬۰۳۳
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۴ جلال الدین محمد مولویببوسد خاک پایش شیر گردونبدان لب که نیالاید به مردار
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۶ جلال الدین محمد مولویقلتم الصبر اجمل صبر العبد ما انصبرنحن ابناء وقتنا رحم الله من غبر
- غزل شمارهٔ ۱۱۷۷ جلال الدین محمد مولویخرقهٔ پُر ز بند روزی چند،جان و عشق است تا ابد بر کار
- غزل شمارهٔ ۱۱۹۶ جلال الدین محمد مولویگر همیخواهی که بویی بشنوی زین رمزهاچشم را از غیر شمس الدین تبریزی بدوز
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۱ جلال الدین محمد مولویروا شود همه حاجات خلق در شب قدرکه قدر از چو تو بدری بیافت آن اعزاز
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۲ جلال الدین محمد مولویدمی که شعشعه این جمال درتابدصد آفتاب شود آن زمان سیاه و مجاز
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۱ جلال الدین محمد مولویوگر دزدی زند نقبی بدزدد رخت عاشق رامیان طره مشکین آن طرار جوییدش
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۳ جلال الدین محمد مولویقرین مه دو مریخند و آن دو چشمت ای دلکشبدان هاروت و ماروتت لجوجان را به بابل کش
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۷ جلال الدین محمد مولویبر روی و قفای مه سیلی زده حسن اوبر دبدبه قارون تسخر زده مسکینش
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۶ جلال الدین محمد مولویدوش رفتم در میان مجلس سلطان خویشبر کف ساقی بدیدم در صراحی جان خویش
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۳ جلال الدین محمد مولویبر ملک نیست نهان حال دل و نیک و بدشنفس اگر سر بکشد گوش کشان میکشدش
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۰ جلال الدین محمد مولویاین دل مجنون مست بند بدرید و جستبا سرمستان مپیچ هیچ مگو رو خموش
