جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۷۵۷ از ۱٬۵۰۱
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۳ صائبدشت مجنون آهنین پایی ندارد همچو مندود از هر جا که برخیزد قدمتگاه من است
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۶ صائبمردم بیدرد را دل از شکستن ایمن استگوشه این فرد باطل از شکستن ایمن است
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۸ صائبآدمی گر خون بگرید از گرانباری رواستکانچه نتوانست بردن آسمان، بر دوش اوست
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۲ صائبمردم باریک بین در وصل هجران می کشندمرغ زیرک گر به شاخ گل نشیند دام اوست
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۵ صائبگرچه از خط آفتابش روی در زردی گذاشتهمچنان ناز بهاران در دماغ حسن اوست
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۷ صائبزلف شب عنبر فشان از نکهت گیسوی اوستعطسه بی اختیار صبحدم از بوی اوست
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۰ صائبآن که می دارد زبان گندمین از ما دریغتخم انجم، خرمن مه، خوشه پروین ازوست
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۱ صائبمی برد خواهی نخواهی دل ز دست مردمانکار خود را آن کمان ابرو به زور انداخته است
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۳ صائببا در و دیوار در جنگ است چشم شوخ اوآدمی چندین دماغ جنگ هم می داشته است؟
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۵ صائباز نشاط دردمندی، درمندان ترااستخوان چون بسته زیر پوست خندان گشته است
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۳ صائبناامیدی می کند خون گریه بر احوال منکشت امیدم ز چشم نوبهار افتاده است
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۸ صائبگرچه خاکستر شدم، ایمن نیم از سوختنشعله سنگین دلی در خرمنم افتاده است
