جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۷۶۲ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۲۴۸ خاقانی شروانیدیده در کار لب و خالش کنمپیشکش هم جان و هم مالش کنم
- شمارهٔ ۲۴۹ خاقانی شروانیحسبی الله مراست نقش نگینجم ندید این نگین که من دارم
- غزل شمارهٔ ۲۵۱ خاقانی شروانیاز پی خدمت پدید آئیمکه تو عیدی و ما هلال توایم
- غزل شمارهٔ ۲۵۲ خاقانی شروانیامروز دو هفته است که روی تو ندیدمو آن ماه دو هفت از خم موی تو ندیدم
- غزل شمارهٔ ۲۵۴ خاقانی شروانیرنجی که من از پی تو دیدمدردی که من از غم تو خوردم
- غزل شمارهٔ ۲۵۵ خاقانی شروانیخوش خوش از عشق تو جانی میکنموز گهر در دیده کانی میکنم
- غزل شمارهٔ ۲۵۷ خاقانی شروانیاز دل به دلت رسول کردیموز دیده زبان راز بستیم
- غزل شمارهٔ ۲۵۸ خاقانی شروانیمردم دیده را سپند کنیمپیش روی بر آذر اندازیم
- غزل شمارهٔ ۲۶۱ خاقانی شروانیآتش رخسار او دیدم سپند او شدمبیمن از من نعره سر برزد پشیمان آمدم
- غزل شمارهٔ ۲۶۶ خاقانی شروانیجُستم دل آشنا و تا حشرگر جویم هم ندیده خواهم
- شمارهٔ ۲۶۶ - در شکر انعام رئیس شمس الدین خاقانی شروانیدیدم دو بحر، بحر ایادی و بحر آبمن زین دو بحر شاکر آثار میروم
- غزل شمارهٔ ۲۶۸ خاقانی شروانیبنالم کآرزوبخشی ندیدمبگریم کآشنارویی ندارم
