جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۷۷۰ از ۱٬۱۳۷
- شمارهٔ ۲۸۰ وحشی بافقیشوق یوسف اگرم ثانی یعقوب کنددارم آن تاب کز او دیده منور نکنم
- شمارهٔ ۲۸۱ وحشی بافقیکردیم پا ز دیده به عزم ره حرمره بسته بود خار مغیلان گذاشتیم
- شمارهٔ ۲۸۳ وحشی بافقیمصلحت دیده چنین صبر که سویش نرومننشینم به رهش بر سر کویش نروم
- شمارهٔ ۳۰۴ وحشی بافقیگر نمیپویم ره دیدار عذرم ظاهر استبسکه در زنجیر غم ماندم ز پا افتادهام
- شمارهٔ ۳۰۶ وحشی بافقیگفتم ز کار برد مرا خنده کردنتخندید و گفت من به تو کاری نداشتم
- شمارهٔ ۳۱۴ وحشی بافقیگر توتیایی افکنی در دیده ام از راه خوداز رشک چشم خود نمک در دیدهٔ اخترکنم
- شمارهٔ ۳۱۵ وحشی بافقیسیلی ز دیده خواهدم آمد دل شبیاولیتر آنکه من همه کس را خبر دهم
- شمارهٔ ۳۲۳ وحشی بافقیمن این تار نگه را حلقه حلقه میکنم اماشکاری را که من دیدم زیاد است از کمند من
- شمارهٔ ۳۴۲ وحشی بافقینصیحت گوش کن وحشی که از غم پیر گردیدیصراحی گیر و ساغر خواه و حظی از جوانی کن
- شمارهٔ ۳۴۵ وحشی بافقیره آوارگی در پیش و از پی دیدهٔ حسرتوداعی نام نه این را و چشمی بر نگاهم کن
- شمارهٔ ۳۴۶ وحشی بافقیانتقام از من کشد مپسند بر من اینستمرخصت نظارهاش ده منع دیدارش مکن
- شمارهٔ ۳۴۷ وحشی بافقیسهل است قتل عالمی، بنشین تو و نظاره کنکز عهد میآید برون، یک دیدن پنهان تو
