جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۷۹۲ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۲ جلال الدین محمد مولویگفتمش ای برون ز جا خانه تو کجاست گفتهمره آتش دلم پهلوی دیده ترم
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۵ جلال الدین محمد مولویسخت لطیف می زنم دیده بدان نمیرسددل که هوای ما کند همچو هواش می زنم
- غزل شمارهٔ ۱۴۰۷ جلال الدین محمد مولویگر تو غلط دهی مرا رنگ تو غمز می کندرنگ تو تا بدیدهام دنگ شدهست این سرم
- غزل شمارهٔ ۱۴۲۷ جلال الدین محمد مولویز عشق این حرف بشنیدم خموشی راه خود دیدمبگو عشقا که من با دوست لا و لم نمیدارم
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۰ جلال الدین محمد مولویبردی دل و من قاصد دل از دگران جویمنادیده همیآرم اما نه چنین کورم
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۸ جلال الدین محمد مولویزآن غمزهٔ مست تو، زآن جادو و جادوخوخیره شده هر دیده، نادان هم و دانا هم
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۸ جلال الدین محمد مولویما توبه شکستیم و ببستیم دو صد باردیدیم مه توبه به یک بار رهیدیم
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۳ جلال الدین محمد مولویدر نیربِ شاهانه بدیدیم درختیدر سایه آن شسته و دروای دمشقیم
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۷ جلال الدین محمد مولویچو دیدم لوح پیشانی ساقیشدم مست و قلمها را شکستم
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۹ جلال الدین محمد مولویسفر کردم به هر شهری دویدمچو شهر عشق من شهری ندیدم
- غزل شمارهٔ ۱۵۴۶ جلال الدین محمد مولویچون میر شکار غیب را دیدمچون تیر پریدم و کمان بردم
- غزل شمارهٔ ۱۵۶۱ جلال الدین محمد مولویتا چهره آن یگانه دیدمدل در غم بیکرانه دیدم
