جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۷۹۴ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۰ جلال الدین محمد مولویز هجر و فرقت ما درد و غم بسی دیدیمدرآی در بر ما ما دوای هر دردیم
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۲ جلال الدین محمد مولویبه حق آنک تو را دیدم و قلم افتادز دست عشق نویسم به پیش تو ناکام
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۴ جلال الدین محمد مولویحلاوتی عجبی در بدن پدید آیدکه از نی و لب مطرب شکر رسید به کام
- غزل شمارهٔ ۱۷۳۷ جلال الدین محمد مولوینجار گفت پس مرگ کاشکی قوممگشاده دیده بدندی ز ذوق اسرارم
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۰ جلال الدین محمد مولویخوشی خوشی تو ولی من هزار چندانمبه خواب دوش که را دیدهام نمیدانم
- غزل شمارهٔ ۱۷۴۳ جلال الدین محمد مولوینگیرد آینه زنگار هیچ اگر گیردز عین زنگ بدان روی دیدمان داریم
- غزل شمارهٔ ۱۷۵۸ جلال الدین محمد مولویدر فراقت سزای خود دیدمچون بدیدم سزا بیاموزم
- غزل شمارهٔ ۱۷۶۹ جلال الدین محمد مولویهر چه بدزدید زمین ز آسمانفصل بهاران بدهد دم به دم
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۶ جلال الدین محمد مولویدزدیده چون جان میروی اندر میانِ جانِ منسروِ خرامانِ منی ای رونقِ بستانِ من
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۸ جلال الدین محمد مولویدزدیده چشمک می زدی همراز خوبان می شدیدستک زنان می آمدی کو یک نشان ز آنها کنون
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۳ جلال الدین محمد مولویمن کیسهها می دوختم در حرص زر می سوختمترک گدارویی کنم چون گنج دیدم در کمین
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۹ جلال الدین محمد مولویخری که او را نیست بن میگوید ای خاک کهندامن گشا گوهر ستان کی دیدهای امساک من؟
