جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۷۹۷ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۲۰۴۳ جلال الدین محمد مولویدیدی چه گفت بهمن هیزم بنه چو خرمنگر دی نکرد سرما سرمای هر دو بر من
- غزل شمارهٔ ۲۰۴۸ جلال الدین محمد مولویمقصودِ رهروان همه دیدار ِ ساکنان
- غزل شمارهٔ ۲۰۵۲ جلال الدین محمد مولویاز چهرهام نشاط طرب میبری مبربر چهرهام ز دیده نشان میکنی مکن
- غزل شمارهٔ ۲۰۵۴ جلال الدین محمد مولویاز ما مدزد خویش به بیگانگان مرودزدیده سوی غیر نظر میکنی؟ مکن
- غزل شمارهٔ ۲۰۵۵ جلال الدین محمد مولویچون تو ندیدهست کس کس توی ای جان و بسنادرهای در جهان اسب وفا درجهان
- غزل شمارهٔ ۲۰۶۶ جلال الدین محمد مولویدرگذر از تنگ من ای من من ننگ مندیده شدی آن من گر نبدی این من
- غزل شمارهٔ ۲۰۷۲ جلال الدین محمد مولویبرهنهاند و همه سترپوششان گوش استنه سترپوش دلانه که دیدن است عیان
- غزل شمارهٔ ۲۰۸۴ جلال الدین محمد مولویکه غرق آبم و آتش ز موج دیده و دلمرا چه چاره؟ نوشت او که چارهٔ تو همین
- غزل شمارهٔ ۲۰۹۸ جلال الدین محمد مولویچو رسیدی به صدر او تو بدان حق قدر اوچو بدیدی تو بدر او تو ز دیدار یاد کن
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۱ جلال الدین محمد مولویایلا کالیمو ایلا شاهیموخاراذی دیدش ذتمش انیمو
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۵ جلال الدین محمد مولویای جانها دیدارجو دلها همه دلدارجوای برگشاده چارجو در باغ باپهنای تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۴ جلال الدین محمد مولویگیر که خود مرد سخا کشت بخیلی همه راای دل و ای دیده ما خلعت و ادرار تو کو
