جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۱٬۹۴۲ نتیجه برای «گل» · صفحهٔ ۸۷۶ از ۹۹۶
- غزل شمارهٔ ۸۶۰ جلال الدین محمد مولویگلگونه کرده است او تا روی چون گلم رابویش تباه گردد رنگش زوال گیرد
- غزل شمارهٔ ۸۶۲ جلال الدین محمد مولویاز خارخار این گر طبع آن طرف روندبزم و سرای گلشن جای دگر کنند
- غزل شمارهٔ ۸۷۱ جلال الدین محمد مولویگلنار پرگره شد و جوبار پرزرهصحرا پر از بنفشه و که لاله زار شد
- غزل شمارهٔ ۸۷۴ جلال الدین محمد مولویآن گلشنی شکفت که از فر بوی اوبی داس و تیش خار تو برکنده میشود
- غزل شمارهٔ ۸۷۸ جلال الدین محمد مولویصحرا خوشست لیک چو خورشید فر دهدبستان خوشست لیک چو گلزار بر دهد
- غزل شمارهٔ ۸۹۷ جلال الدین محمد مولویشب همه روشن شود دوزخ گلشن شودچونک بتابد ز تو پرتوِ نورِ احد
- غزل شمارهٔ ۸۹۹ جلال الدین محمد مولویبس که گلهست این نثار و جمله شکایتشاه شکور مرا نثار نه این بود
- غزل شمارهٔ ۹۵۲ جلال الدین محمد مولویچو خارخار دلم مینشیند از هوسشکه گلشنش بر این خار خار بازآید
- غزل شمارهٔ ۹۶۳ جلال الدین محمد مولویهمه روز گویی چو گلست یارمچه کنی گلی را که بقا نباشد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۲ جلال الدین محمد مولویعاشق از دست شد نیست شد و هست شدبلبل جان مست شد سوی گلستان رسید
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۶ جلال الدین محمد مولویشمشیرها جوشن شود ویرانهها گلشن شودچشم جهان روشن شود چون از تو آید یک نظر
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۷ جلال الدین محمد مولوییا می دهش از بلبله یا خود به راهش کن هلهزیرا میان گلرخان خوش نیست عفریت ای پسر
