جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۸۹۹ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۱۰۷ سعدی شیرازیصبحدم خاکی به صحرا برد باد از کوی دوستبوستان در عنبر سارا گرفت از بوی دوست
- غزل شمارهٔ ۱۰۹ سعدی شیرازیبه کام دشمن و بیگانه رفت چندین روزز دوستان نشنیدم که آشنایی هست
- غزل شمارهٔ ۱۱۰ سعدی شیرازیهرگز از دوست شنیدی که کسی بشکیبد؟دوستی نیست در آن دل که شکیبایی هست
- غزل شمارهٔ ۱۱۱ سعدی شیرازیمشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هستیا شب و روز به جز فکر توام کاری هست
- غزل شمارهٔ ۱۱۳ سعدی شیرازیمرا از آن چه که بیرونِ شهر، صحراییست؟قرینِ دوست به هرجا که هست، خوش جاییست
- غزل شمارهٔ ۱۱۴ سعدی شیرازیدر مُشک و عود و عنبر و امثالِ طیباتخوشتر ز بویِ دوست دگر هیچ طیب نیست
- غزلِ شمارهٔ ۱۱۸ سعدی شیرازیهر که را با ماهرویی سَر خوشستدولتی دارد که پایانیش نیست
- غزل شمارهٔ ۱۱۹ سعدی شیرازیسستپیمانا چرا کردی خلاف عقل و رایصلح با دشمن، اگر با دوستانت جنگ نیست؟
- غزل شمارهٔ ۱۲۱ سعدی شیرازیتا مصور گشت در چشمم خیال روی دوستچشم خودبینی ندارم روی خودراییم نیست
- غزل شمارهٔ ۱۲۳ سعدی شیرازیساربانا! خبر از دوست بیاور که مراخبر از دشمن و اندیشهٔ بدگویان نیست
- غزل شمارهٔ ۱۲۹ سعدی شیرازیدولت آنست که امکان فراغت باشدتکیه بر بالش بیدوست نه بس تمکینیست
- غزل شمارهٔ ۱۳۰ سعدی شیرازیدوش دور از رویت ای جان، جانم از غم تاب داشتابر چشمم بر رخ از سودای دل سیلآب داشت
