جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۸۱ نتیجه برای «زلف» با فیلتر مولانا · صفحهٔ ۹ از ۲۴
- غزل شمارهٔ ۷۵۰ جلال الدین محمد مولویمشک گفتم زلف او را زین سخن بشکست زلفهندوی زلفش شکسته رو به ترکستان نهاد
- غزل شمارهٔ ۷۷۲ جلال الدین محمد مولویبه دو چشم نرگسینت به دو لعل شکرینتبه دو زلف عنبرینت که کساد عنبر آمد
- غزل شمارهٔ ۷۷۸ جلال الدین محمد مولویچون خیال شکن زلف تو در دل دارماین شکسته دلم از عشق شکن مینرود
- غزل شمارهٔ ۷۸۰ جلال الدین محمد مولویجانم از غمزه تیرافکن تو خسته نشدزانک جز زلف خوشت را زره و خود نکرد
- غزل شمارهٔ ۸۰۷ جلال الدین محمد مولویهندوی شب سر زلفین ببرد ز طمعزلف او گر بفشانید عبربیز کنید
- غزل شمارهٔ ۸۴۲ جلال الدین محمد مولویبی دست و پا چو گویی سوی وییم غلطانچوگان زلف ما را این سو همیدواند
- غزل شمارهٔ ۸۹۴ جلال الدین محمد مولویباد صبا میوزد از سر زلف نگارفعل صبا ظاهرست لیک صبا را که دید
- غزل شمارهٔ ۹۲۱ جلال الدین محمد مولویبرای مغز سخن قشر حرف را بشکافکه زلفها ز جمال بتان حجاب کند
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۸ جلال الدین محمد مولویشبه من غم تو روغن من مرهم توشانهام محرم آن زلف پر از فتنه و شر
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۷ جلال الدین محمد مولویچشم تو چون رهزند ره زده را ره نمازلف تو چون سر کشد عشوه هندو مخر
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۲ جلال الدین محمد مولویچشم تو چون ره زند، رهزده را ره نمازلف تو چون سر کشد، عشوه هندو مخر
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۹ جلال الدین محمد مولویکافریهای زلف کافر توگشته ز ایمان جمله ایمانتر
