جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۹۴۰ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۷۹۲ جلال الدین محمد مولویچونک سرزیر شود توبه کند بازآیدنیک و بد نیک شود دولت تو سلطان باد
- غزل شمارهٔ ۷۹۶ جلال الدین محمد مولویوای آن دل که بدو از تو نشانی نرسدمرده آن تن که بدو مژده جانی نرسد
- غزل شمارهٔ ۷۹۷ جلال الدین محمد مولویای بس ایمان که شود کفر چو با او نبودای بسی کفر که از دولتش ایمان باشد
- غزل شمارهٔ ۸۰۵ جلال الدین محمد مولویبوستان را کرمش خلعت نو میپوشدخستگان را ز دواخانه دوا میآید
- غزل شمارهٔ ۸۰۷ جلال الدین محمد مولویهندوی شب سر زلفین ببرد ز طمعزلف او گر بفشانید عبربیز کنید
- غزل شمارهٔ ۸۱۷ جلال الدین محمد مولویچون مرا جمعی خریدار آمدندکهنه دوزان جمله در کار آمدند
- غزل شمارهٔ ۸۲۲ جلال الدین محمد مولویاعتمادی دارد او بر عشق دوستگر سماع لن ترانی میکند
- غزل شمارهٔ ۸۲۷ جلال الدین محمد مولوینه فلک مر عاشقان را بنده باددولت این عاشقان پاینده باد
- غزل شمارهٔ ۸۳۰ جلال الدین محمد مولویصاف جانها سوی گردون میروددرد جانها سوی هامون میرود
- غزل شمارهٔ ۸۳۷ جلال الدین محمد مولویور شد آلوده به اشکش میشویزانک از آن اشک دوا میآید
- غزل شمارهٔ ۸۴۳ جلال الدین محمد مولویدریا پَیَش، ترش رو، او ابر نوبهارستعالم بدوست شیرین، قاصد ترش نماید
- غزل شمارهٔ ۸۴۴ جلال الدین محمد مولویآخر تو برگ کاهی ما کهربای دولتزین کاهدان بپری تا کهربا چه باشد
