جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۹۵۵ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۱۶۴۲ جلال الدین محمد مولویهمه مستیم و خرابیم و فنای ره دوستدر خرابات فنا عاقله ایجادیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۱ جلال الدین محمد مولویآتش دولت ما نیست ز خورشید و اثیرسبحات رخ تابنده ز سبحان داریم
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۴ جلال الدین محمد مولویاختر ما نیست در دور قمرلاجرم فوق ثریا میرویم
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۵ جلال الدین محمد مولویدوش عشق شمس دین می باختیمسوی رفعت روح می افراختیم
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۹ جلال الدین محمد مولویگفتمش هر چه بسوزی تو ز مندود عشق تو بود آثارم
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۰ جلال الدین محمد مولویمن اگر پرغم اگر شادانمعاشق دولت آن سلطانم
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۱ جلال الدین محمد مولوییک زمانی که ز من دور شودجز که در خون جگر می نروم
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۷ جلال الدین محمد مولویدر دفع آن خیالش وز بهر گوشمالشبنمایمش جمالت از دور من برستم
- غزل شمارهٔ ۱۶۸۸ جلال الدین محمد مولویچشمم بدوخت دلبر تا غیر او نبینمتا چشمها به ناگه در روی او گشادم
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۲ جلال الدین محمد مولویمن دوش ماه نو را پرسیدم از مه خودگفتا پیاش دوانم پا در غبار دارم
- غزل شمارهٔ ۱۶۹۷ جلال الدین محمد مولویای دولت مصور پیش من آر ساغرزودم به ره مکن جان من سخت دیرخیزم
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۰ جلال الدین محمد مولویگر چرخ و عرش و کرسی از خلق سخت دور استبیدار و خفته هر دم مستانه می برآیم
