جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۴ نتیجه برای «گفت» با فیلتر اسرار خودی (اقبال لاهوری) · صفحهٔ ۱ از ۲
- بخش ۱ - اسرار خودی اقبال لاهوریگفتم که یافت مینشود جستهایم ماگفت آنچه یافت مینشود آنم آرزوست
- بخش ۱۴ - حکایت طایری که از تشنگی بیتاب بود اقبال لاهوریگفت الماس ای گرفتار هوستیز بر من کرده منقار هوس
- بخش ۱۵ - حکایت الماس و زغال اقبال لاهوریگفت با الماس در معدن ، زغالای امین جلوه های لازوال
- بخش ۹ - در معنی اینکه افلاطون یونانی که تصوف و ادبیات اقوام اسلامیه از افکار او اثر عظیم پذیرفته بر مسلک گوسفندی رفته است و از تخیلات او احتراز واجب است اقبال لاهوریگفت سر زندگی در مردن استشمع را صد جلوه از افسردن است
- بخش ۷ - در بیان اینکه چون خودی از عشق و محبت محکم میگردد ، قوای ظاهره و مخفیه نظام عالم را مسخر می سازد اقبال لاهوریآن نوا پیرای گلزار کهنگفت با ما از گل رعنا سخن
- بخش ۶ - در بیان اینکه خودی از سؤال ضعیف میگردد اقبال لاهوریآنکه خاشاک بتان از کعبه رُفتمرد کاسب را «حبیب الله» گفت
- بخش ۱۷ - در بیان اینکه مقصد حیات مسلم ، اعلای کلمة الله است و جهاد ، اگر محرک آن جوع الارض باشد در مذهب اسلام حرام است اقبال لاهوریشیخ از گفتار شه خاموش ماندبزم درویشان سراپا گوش ماند
- بخش ۱۳ - حکایت نوجوانی از مرو که پیش حضرت سید مخدوم علی هجویری رحمة الله علیه آمده از ستم اعدا فریاد کرد اقبال لاهوریگفت «محصور صف اعداستمدرمیان سنگها میناستم
- بخش ۱۶ - حکایت شیخ و برهمن و مکالمه گنگ و هماله در معنی اینکه تسلسل حیات ملیه از محکم گرفتن روایات مخصوصه ملیه می باشد اقبال لاهوریگوش بر گفتار آن فرزانه دادبر لب خود مهر خاموشی نهاد
- بخش ۸ - حکایت درین معنی که مسئلهٔ نفی خودی از مخترعات اقوام مغلوبهٔ بنی نوع انسان است که به این طریق مخفی اخلاق اقوام غالبه را ضعیف میسازند اقبال لاهوریگفت با خود عقده ی ما مشکل استقلزم غمهای ما بی ساحل است
- بخش ۱۸ - اندرز میر نجات نقشبند المعروف به بابای صحرائی که برای مسلمانان هندوستان رقم فرموده است اقبال لاهوریاز تشکک گفت و از اشراق گفتوز حکم صد گوهر تابنده سفت
- بخش ۲ - تمهید اقبال لاهوریهیچکس، رازی که من گویم نگفتهمچو فکر من دُر معنی نسفت
