جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳۱۶ نتیجه برای «رفت» با فیلتر خاقانی · صفحهٔ ۱ از ۲۷
- شمارهٔ ۱۷۲ - در مرثیهٔ وحید الدین عموی خود خاقانی شروانیرفت آنکه فیلسوف جهان بود و بر جهاندرهای آسمان معانی گشوده بود
- رباعی شمارهٔ ۵۴ خاقانی شروانیآن دل که ز دیده اشک خون راند رفتو آن جان که وجود بر تو افشاند رفت
- رباعی شمارهٔ ۵۷ خاقانی شروانیعشق آمد و عقل رفت و منزل بگذاشتغم رخت فرونهاد و دل، دل برداشت
- شمارهٔ ۷۳ خاقانی شروانیخاقانیا چو آب رخت رفت در سالمستان نوال کس که وبال آشنای اوست
- رباعی شمارهٔ ۱۸۷ خاقانی شروانیاو رفت و دلم باز نیامد ز برشمن چشم به ره، گوش به در بر اثرش
- رباعی شمارهٔ ۳۰۴ خاقانی شروانیدی صبح دمان چو رفت سیاره به راهسیارهٔ اشک ریخت صد دلو آن ماه
- رباعی شمارهٔ ۳۴۲ خاقانی شروانیاز شهر تو رفت خواهم ای شهرآرایجان را به وداع کوتهی رو بنمای
- غزل شمارهٔ ۱۲۱ خاقانی شروانیدل رفت و میندانم، حالش که خود کجا شدآزار او نکردم، کویی دگر چرا شد
- شمارهٔ ۲۱۴ - مطلع چهارم خاقانی شروانیموکب شاه اختران، رفت به کاخ مشتریشش مهه داده ده نهش، قصر دوازده دری
- شمارهٔ ۵ - در حکمت و پند خاقانی شروانیرفت آنچه رفت و روی زمین همچنان نژندبود آنچه بود و پشت فلک همچنان دو تا
- شمارهٔ ۹ خاقانی شروانیرفت و رنگ زمانه پیش آوردتا کشد خواجهٔ مزبق را
- رباعی شمارهٔ ۱۴ خاقانی شروانیاز هیبت آن آب تن آتش تابرفت آتشی از آتش و آبی از آب
