جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۴۴ نتیجه برای «بد» با فیلتر مولانا، قصیده · صفحهٔ ۱ از ۴
- غزل شمارهٔ ۷۰۳ جلال الدین محمد مولویآن کس که ز جان خود نترسداز کشتن نیک و بد نترسد
- غزل شمارهٔ ۳۱۳۳ جلال الدین محمد مولوییک گوشه جان ماندست پیچانو آن پیچش از تو یابد رهایی
- غزل شمارهٔ ۳۱۶۳ جلال الدین محمد مولویچون دل و چشم معده نور خوردز آن که اصل غذا بد انواری
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۸ جلال الدین محمد مولویچو درآید ترش ترش تو بدو پیش او خمشغضبش را بدین بکش که سلام علیکم
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۶ جلال الدین محمد مولویعقل ز نقل تو شود منتقل از عقیلههادانش غیب یابد و تبصره و فراستی
- غزل شمارهٔ ۳۳ جلال الدین محمد مولویبُد لعلها پیشاش حَجَر، شیران به پیشاش گورخرشمشیرها پیشاش سپر، خورشیدْ پیشاش ذَرِّهها
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۳ جلال الدین محمد مولویکه از او محتسب و مهتر بازار بدرددر فغانند از او از فقعی تا عطار
- غزل شمارهٔ ۲۰۴۶ جلال الدین محمد مولویایاک نعبد است زمستان دعای باغدر نوبهار گوید ایاک نستعین
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۵ جلال الدین محمد مولویامروز دستی برگشا ایثار کن جان در سخابا کفر حاتم رست چون بد در سخا آویخته
- غزل شمارهٔ ۹۱۴ جلال الدین محمد مولویشنودهام که بسی خلق جان بداد و بمردز ذوق و لذت آواز و نغمه داوود
- غزل شمارهٔ ۲۹۴۴ جلال الدین محمد مولویای مبدعی که سگ را بر شیر میفزاییسنگ سیه بگیری آموزیش سقایی
- غزل شمارهٔ ۲۷ جلال الدین محمد مولویبدهد درمها در کرم او نافریدهست آن درماز مال و ملک دیگری مردی کجا باشد سخا
