جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳۱ نتیجه برای «گفت» با فیلتر مولانا، قصیده · صفحهٔ ۱ از ۳
- غزل شمارهٔ ۲۰۹۲ جلال الدین محمد مولویگفتم قنقی امشب تو مراای فتنه من شور و شر من
- غزل شمارهٔ ۳۲۰۱ جلال الدین محمد مولویگفتم که: « ما را هنگامه بنما »گفت: « اینک اما تو در جوالی
- غزل شمارهٔ ۲۰۲ جلال الدین محمد مولویدر عیدگاه وصل برآمد خطیب عشقبا ذوالفقار و گفت مر آن شاه را ثنا
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۴ جلال الدین محمد مولوییکی همیشه همیگفت راز با خانهمشو خراب به ناگه مرا بکن اخبار
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۴ جلال الدین محمد مولویگلشن چو آدم مستضر هم نوحه گر هم منتظرچون گفتشان لا تقنطوا ذو الامتنان ذو الامتنان
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۶ جلال الدین محمد مولوینفس خسیس حرص خو عاشق مال و گفت و گویافت به گنج رحمتت از دو جهان فراغتی
- غزل شمارهٔ ۳۳ جلال الدین محمد مولویزوتر بیا هین دیر شد، دل زین ولایت، سیر شدمَستش کن و بازش رَهان، زین گفتن زوتر بیا
- غزل شمارهٔ ۱۱۳۵ جلال الدین محمد مولویچه سکر بود که آواز داد سبحانیکه گفت رمز اناالحق و رفت بر سر دار
- غزل شمارهٔ ۲۲۷۵ جلال الدین محمد مولویگفتم که ای مستان جان میخورده از دستان جانای صد هزاران جان و دل اندر شما آویخته
- غزل شمارهٔ ۳۱۲۰ جلال الدین محمد مولویشدم در گلستان و با گل بگفتمجهاز از کی داری که لعلین قبایی
- غزل شمارهٔ ۹۱۴ جلال الدین محمد مولویز ناسپاسی ما بسته است روزن دلخدای گفت که انسان لربه لکنود
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۴ جلال الدین محمد مولویشاه بگفته نکته ای خفیه به گوش هر کسیگفته به جان هر یکی غیر پیام دیگری
