جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲ نتیجه برای «اسرار» با فیلتر عبید زاکانی، قصیده — با املای «اس رار» (نیمفاصله/چسبیده) پیدا شد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰ - ایضا در مدح همو عبید زاکانیتا زمان برقرار خواهد بودتا زمین پایدار خواهد بود
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - در ستایش شاه شیخ ابواسحاق عبید زاکانیگذشت روزه و سرما رسید عید و بهارکجاست ساقی ما گو بیا و باده بیار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - در مدح شاه شیخ جمالالدین ابواسحق اینجو عبید زاکانیبسیار خاست فتنه ز قد بتان ولیاین فتنه برنخاست که در روزگار اوست
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ - ایضا در مدح شاه شیخ ابواسحاق گوید عبید زاکانیبرق خشمش بیقرار و موج قهرش بی امانفیض جودش بی قیاس و بحر لطفش بی کنار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰ - ایضا در مدح عمیدالملک وزیر عبید زاکانیبه قهر حاسد سوز و به لطف مجلس سازبه جود دشمن مال و به رای دشمن مال
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴ - در مدح شاه شیخ ابواسحق عبید زاکانیجهانگشای جوانبخت شیخ ابواسحقکه آفتاب توانست و مشتری احسان
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ - در مدح سلطان معزالدین اویس جلایری عبید زاکانیتا آب درگذر بود و باد در مسیرتا کوه راسکون بود و خاک را قرار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲ - در ستایش باده و تخلص به مدح عبید زاکانیظالم نفس خود است هرکه در این روزگارانده پیمان خورد می نخورد آشکار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱ - در مدح عمیدالملک وزیر عبید زاکانیفلک ز تمشیت اوست در مسیر و مدارزمین ز معدلت اوست با قرار و قوام
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - در مدح شاه شیخ ابواسحاق عبید زاکانیجهان حراقهٔ شب را به تف گرمی صبحز تاب شعلهٔ خورشید پر شرار کند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ - ایضا در مدح شیخ ابواسحاق و ایوانی که او در شیراز میساخت میگوید عبید زاکانیاین عمار نگر بدیدهٔ عقلبر تو تا کشف گردد این اسرار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳ - در وصف خطهٔ کرمان و مدح شاه شجاع گوید عبید زاکانیفضای او همه پر باغ و راغ و گلشن و کاخزمین او همه پر یاسمین و پر ریحان
