جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۵ نتیجه برای «نداشت» با فیلتر دیوان اشعار (عبید زاکانی) · صفحهٔ ۱ از ۲ — با املای «ند اشت» (نیمفاصله/چسبیده) پیدا شد
- غزل شمارهٔ ۷ عبید زاکانیمیزند غمزهٔ مرد افکن او تیر مرادوستان چیست در این واقعه تدبیر مرا
- شمارهٔ ۱۵ - در مناجات گوید عبید زاکانیچون در این دنیا عزیزم داشتی یارب به لطفوز بسی نعمت نهادی بر من مسکین سپاس
- غزل شمارهٔ ۲۴ عبید زاکانیجان رفت و اشتیاق تو از جان بدر نشدسر رفت و آرزوی تو از سر بدر نرفت
- غزل شمارهٔ ۱۰۴ عبید زاکانیدوش در آن سرخوشی هوش ز ما می ربودکاسه که میداشتی عذر که میخواستی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸ - در وصف بارگاه شیخ ابواسحق و ستایش او عبید زاکانیگر تفرجگاه جنات نعیمت آرزوستچشم بگشا تا ببینی جنت بیاشتباه
- غزل شمارهٔ ۴۷ عبید زاکانیزنده کند مردهٔ صد ساله راباد چو بر گل گذرد بامداد
- غزل شمارهٔ ۵۸ عبید زاکانیجان و دلی که بود مرا چون به پیش اوقدری نداشت هیچ ندانم چرا ببرد
- غزل شمارهٔ ۶۳ عبید زاکانیهجر خوش باشد اگر چشم توان داشت وصالدرد سهلست اگر امید دوائی باشد
- غزل شمارهٔ ۷۹ عبید زاکانیما سریر سلطنت در بینوائی یافتیملذت رندی ز ترک پارسائی یافتیم
- غزل شمارهٔ ۹۶ عبید زاکانیهر آنچه داشته از عقل و دانش و دل و دینز دست داده و سر در سر هوی کرده
- شمارهٔ ۲ - در عبرت از عاقبت کار شاه شیخ ابواسحاق عبید زاکانیسلطان تاجبخش جهاندار امیر شیخکاوازهٔ سعادت جودش جهان گرفت
- شمارهٔ ۱ - در مدح شاه شیخ ابواسحاق و شرح احوال خود و تضمین قطعهای از ظهیر فاریابی عبید زاکانیداشت اندر دماغ سوداییکه گرش فرصتی بود جایی
