جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷۶ نتیجه برای «گفت» با فیلتر عبید زاکانی · صفحهٔ ۱ از ۷
- رباعی شمارهٔ ۴ عبید زاکانیگفتم عقلم گفت که حیران منستگفتم جانم گفت که قربان منست
- غزل شمارهٔ ۳۶ عبید زاکانیتو را که گفت که با ما وفا نشاید کرددروغ گفت چه باشد چرا نشاید کرد
- غزل شمارهٔ ۱۶ عبید زاکانیقصهٔ دردش عبید از سوز دلهر زمان میگفت و از سر میگرفت
- غزل شمارهٔ ۱۸ عبید زاکانیبه لابه گفت که از حد گذشت جور رقیببه طنز گفت که بی هیچ شک ز حد بگذشت
- رباعی شمارهٔ ۴۴ عبید زاکانیگفتم صنما شدم به کام دشمنزان غمزهٔ شوخ و طرهٔ مرد افکن
- غزل شمارهٔ ۴۹ عبید زاکانیعبید این دو سه بیتک به یک زمان گفته استگرش تو گفت توانی جواب خوش باشد
- غزل شمارهٔ ۶۱ عبید زاکانیدشمنانم بد همی گفتند و اوگوش با گفتار ایشان کرده بود
- غزل شمارهٔ ۶۷ عبید زاکانیگفت کاین شیفته را باز چه حال افتاد استنیست جز مسکنت و عجز مداوای دگر
- غزل شمارهٔ ۱۰۱ عبید زاکانیز هجرت ناله میکردم خرد گفتعبید از یار دوری چون ننالی
- غزل شمارهٔ ۱۰۴ عبید زاکانیماه چو روی تو دید گفت زهی نیکویسرو که قد تو دید گفت زهی راستی
- غزل شمارهٔ ۳ عبید زاکانیاز دور دیدمش خردم گفت دور از اودیوانه میکند خرد دوربین مرا
- غزل شمارهٔ ۴ عبید زاکانیبیجرم دوست پای ز ما درکشیده بازتا خود چه گفت دشمن ما در قفای ما
