جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵۱ نتیجه برای «گه» با فیلتر دیوان اشعار (عبید زاکانی) · صفحهٔ ۱ از ۵
- شمارهٔ ۲۱ - در حقیقت احوال خود گوید عبید زاکانیگه گهی هم باده حاضر میشدیگر ندیمی یا نگاری آمدی
- غزل شمارهٔ ۳۴ عبید زاکانیعبید گه گهی از بهر مصلحت میگفتکه توبه میکند اما نمیتواند کرد
- رباعی شمارهٔ ۳۹ عبید زاکانیچون شمع برابر رخش گه گاهیاز دور نگه میکنم و میسوزم
- غزل شمارهٔ ۵ عبید زاکانیاز رخ زیبای تو قبلهگه عام راکعبهٔ دیگر نباد دلبر ترسای ما
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰ - ایضا در مدح همو عبید زاکانیگه گهی ناتوانی ار افتدهم نسیم بهار خواهد بود
- غزل شمارهٔ ۶۸ عبید زاکانیگهی به کوی خرابات با مغان همدمگهی معاشر و گه رند و گاه شاهدباز
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹ - در ستایش شاه شیخ ابواسحاق عبید زاکانیگه نبرد ز دشمن کشان به لشگرگاهکسی که پشت نماید مگر گمان باشد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ - ایضا در مدح همو گوید عبید زاکانیمجاهزان فلک صدهزار عقد گهرنثار چتر شهنشاه کامران کردند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳ - در ستایش سلطان معزالدین اویس جلایری عبید زاکانیگه بر گل از بنفشه خطی دلربا کشدگه لالهزار سنبل تر سایهبان کند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ - در مدح خواجه رکنالدین عمیدالملک عبید زاکانیدست دریاش گهر بخش تو هنگام عطاهمچو ابریست که خاصیت دریا دارد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ - در مدح شاه شیخ ابواسحاق و تهنیت وزارت رکنالدین عمیدالملک عبید زاکانیابری به گاه بخشش و کانی به گاه جودبحری به گاه کوشش و کوهی گه وقار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱ - در مدح عمیدالملک وزیر عبید زاکانیجناب عالی او ملجا وضیع و شریفحریم درگه او کعبهٔ خواص و عام
